
"اَنا الحَق"ّ عظیم تواضع است. زیرا این که می گوید: "من عبد خدایم" دو هستی اثبات می کند ، یکی خود را و یکی خدا را. اما آن که "اَنالحَقّ" می گوید خود را عدم کرد به باد داد.می گوید: "اَنالحَقّ" یعنی: "من نیستم ، همه اوست ، جز خدا را هستی نیست
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان پایین · 20 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/21 تا 2026/08/24
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
✨📢 جلسه ۲۲ شرح مثنوی معنوی استاد دکتر اسماعیل #منصوری لاریجانی🔷هوشمندی عالم (۳)🔷تمام ذرات و پدیدههای هستی، اگرچه در ظاهر صامت به نظر میرسند، اما در حقیقت آگاه و هوشمندند و خداوند در مقابله با دشمنانش، از تمامی این پدیدهها بهره میگیرد.🔷همه موجودات عالم در تسبیح و ذکر مداوم پروردگارند؛ هرچند ما این حقیقت را درک نمیکنیم، اما اولیای الهی بر نطق آب، باد و گل واقفاند. هر پدیدهای ندایی دارد و با دیگران سخن میگوید، اما شرطِ شنیدن این نجواها، «محرم» بودن است.🔷گوشی که به گناه آلوده شده یا قلبی که غیر از خدا را در خود جای داده باشد، نسبت به اسرار عالم «نامحرم» است. ⬅️محرم کسی است که حقیقتاً بنده خدا باشد، نظام هستی را بپذیرد و در برابر حق تسلیم شود. تنها زمانی که انسان به خدا نزدیک شود، نغمات پنهان طبیعت را خواهد شنید.🔷باید پنبههای غفلت و وسواس را از گوشها بیرون کشی تا نغمهی عالم را بشنوی و چشمها را از غبار گناه بشویی تا سراسر غیب را ببینی.⏱ مدت زمان: ۳ دقیقه و ۵۰ ثانیه t.me/Analhaghhoo
✨🎼 موسیقی بی کلام عشق آوازِ قلب است.آوازی از پنهانی ترین لایه های وجود انسان که حتماً باید متولد شود،زیرا والاترین و قدرتمندترین قانون زندگی عشق است.عشق همانند نردبانی است که با آن می توانیم به بالاترین سطح آگاهی دست پیدا کنیممی توانیم متدین یا متشرع باشیم،اما تا عاشق نشویم، دگرگون نخواهیم شد.✨با عشق می توان آگاهی صید کرد. هر چه بیشتر به هستی عشق بورزی،آگاهی بیشتری به دست خواهی آورد و هر چه آگاهی بیشتری به دست آوری عاشق تر می شوی. این هستی، با عشق است که در های آگاهی را می گشاید. نفرت، دورکننده از آگاهی است. تو با عشق، همه چیز می شوی، و همه چیز، تو. و آنگاه معشوق را در همه جا خواهی دید. چه دیگر درون و بیرون برایت واحد گشته و دیوارهای دوئیّت فرو ریخته اند.
✨ممکن است گفتن «من خدا هستم» واقعاً متکبرانه و کفر آمیز به نظر برسد، اما واقعا آنچه کفر است و کفر آمیز به نظر میرسد، بیان این جمله است که بگوییم «من یک شخص هستم » زیرا با گفتن «من یک شخص هستم » آنچه در اینجا میگویید بیانگر این موضوع است که « تو موجودیت و وجودی مستقل داری »!شما میگویید وجودتان از خدا جداست و اگر عالم ما از وجود خدا جداست باید وجود خدا را محدود کرد! به تعبیر دیگر:گفتن من یک شخص هستم به معنای انکار وجود خداست و این کفر است.اگر وجود نا متناهی است؛پس ماهیت همه باید بی نهایت و نامتناهی باشد. اما اگر خود را موجودی مجزا، موقت ومتناهی بدانیم، وجود نامتناهی خدا را انکار و همچنین وجود خدا را انکار کردیم به همین دلیل است که گفتن «من خدا هستم » نشانه ی کفر و تکبر نیست، گفتن: من یک شخص هستم، تکبر است
✨ذکر شریف #لا اله الا الله ✨ توجه به ذکر توحیدی فقط تکرار لفظ «لا إله إلا الله» نیست؛ بلکه حرکت دادنِ تمام توجه از «کثرت» به سوی «یکی» است.«لا إله» یعنی هرچه غیر اوست، معبود و تکیهگاه نهایی نیست؛و «إلا الله» یعنی دل در نهایت به یک حقیقت بازمیگردد: الله.شبزندهداری نیز در این مسیر جایگاه ویژهای دارد؛ چون شب، زمانِ خلوت و کاهشِ هیاهوی بیرون است. قرآن میفرماید:«وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ...»«و پاسی از شب را به تهجد و عبادت بپرداز...»(اسراء، ۷۹)و درباره اهل شب میفرماید:«كَانُوا قَلِيلًا مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ»«آنان اندکی از شب را میخوابیدند.»(ذاریات، ۱۷)🌙 توجه در ذکر چگونه باشد؟هنگام گفتن «لا إله إلا الله» لازم نیست ذهن را با زور خالی کنی. فقط هر بار که حواس پرت شد، آرام به معنا برگرد.«لا إله» → رها کردنِ وابستگیها، ترسها، خودنماییها و تکیهگاههای دروغین.«إلا الله» → بازگشت قلب به خدا.سکوت میان ذکر → حضور.تکرار ذکر → تربیتِ توجه.شبزندهداری → خلوتی برای شنیدن آنچه در هیاهوی روز شنیده نمیشود.در سلوک، مقصد این نیست که فقط زبان ذکر بگوید؛ بلکه کمکم باید دل ذاکر شود و در مرحلهای عمیقتر، انسان به جایی برسد که حضور خدا را در همه لحظات زندگی فراموش نکند.شاید بتوان این مسیر را چنین خلاصه کرد:ذکر با زبان → توجه با ذهن → حضور با قلب → آرامش در توحید.⬅️و زیباتر اینکه شب را صرفاً زمانِ «زیاد ذکر گفتن» نبینی؛ گاهی چند دقیقه ذکرِ با حضور، از ساعتها تکرارِ بیتوجه عمیقتر است.اگر در شبزندهداری خوابت میآید یا بدن خسته است، به خودت فشار افراطی نیاور؛ سلوک، بیدار کردن قلب است، نه فرسوده کردن جسم.t.me/Analhaghhoo
✨🤎پیر هرات رحمه الله گفت:🍃ای مسکین به وقت سحر غافل مباش که آن ساعت وقت نیاز دوستان و هنگام راز مشتاقان و گاه ناز عاشقان است، 🌸و خداوند بر بساط قرب و در خلوت اُنس شراب مشاهدت بی زحمت اغیار به دوستان خود میرساند و آن ساعت نسیم سحری از عرش مجید می آید 🍃و بر دل عارفان حضرت می گذرد و به رمزی باریک و رازی شگفت می گوید: ای درویش بر خیز و زاری و نیاز خویش عرضه کن، 🌸که دست کرم فرو گشاده و آن ساعت به گوش دل بنده فرو گوید که: ای بندهٔ من مترس ، که تو ایمن هستی.#کشف اسرار خواجه عبدالله انصاری رحمه اللهt.me/Analhaghhoo
♨️ مزاج ها یا طبایعپس از پیدایش عناصر پنجگانه، از تركیب دو به دوی آنها با هم سه نوع طبع یا در اصطلاح سانسكریت "دوشا Dosha" به نامهای واتا Vata، پیتا Pitta و كافا Kapha پدیدار میشود. ⚡️دوشاها انواع متابولیک بدن هستند که هر کدام ساختار و طرح زمینه ای افراد از قبیل : ساختار بدنی ، شخصیت، عکس العملها و تمایلات غذایی را تشکیل میدهند. 🔘دوشای واتا : تمامی حرکات یا کاتابولیک بدن را کنترل میکند. ( اتر + هوا )🔘دوشای پیتا : کنترل سوخت و ساز ( انرژی متابولیک ) را بعهده دارد. ( آتش + آب)🔘دوشای کافا : مسئول کنترل ساختار و ثبات و پایداری بدن است. ( آب + خاک) بنابر طب آیورودا نسبت و شدت فعالیت سه طبع واتا، پیتا و كافا در افراد گوناگون متفاوتست (هرچند که هر سه نوع دوشا در همه افراد وجود دارد، در هر فرد خاص ، یکی از این دوشاها غالب است). افراد با توجه به فعالیت طبع ها به سه گروه تقسیم میشوند:1️⃣ گروه اول: در این گروه كه یك طبعی نامیده میشوند خصوصیات مربوط به یكی از طبعها نسبت به دو طبع دیگر غالب است و به این صورت تمامی ویژگیهای فیزیكی و روانی انسان تحت سلطه فعالیت طبع غالب قرار میگیرد. به بیان دیگر دو طبع دیگر در بدن این افراد ضعیف تر عمل میكنند.2️⃣ گروه دوم: در این گروه كه به دو طبعی معروفند فعالیت دو طبع تقریباً نزدیك به هم و فعالیت طبع سوم كمتراز فعالیت آن دو است.در اینجا خصوصیات فیزیكی و روانی فرد بطور عمده به وسیله فعالیت دو طبع غالب مشخص میشود و نقش طبع سوم در ایجاد این خصوصیات ناچیز است.3️⃣ گروه سوم: افراد انگشت شماری در این گروه قرار میگیرندكه به افراد سه طبعی معروفند.در بدن این افراد هر سه طبع واتا، پیتا و كافا فعالیت یكسانی دارند. بطور كلی بیشتر افراد در گروه یك و دو طبعی قرار میگیرند وافراد گروه سه طبعی بسیار نادر میباشند.برای بررسی و مشاوره با این آیدی در تماس باشید .@fitro200
✨پیوی و آیدی اینستا مزاج شناسی بر اساس طب آیروودا@fitro200
جایی فرا تر از همهی مفاهیم درست و غلط وجود دارد انجا ملاقاتت می کنماین جمله از مشهورترین تعبیرهای عرفانیِ مولاناست و اشارهاش به غزل معروف اوست: «جایی فراسوی درست و نادرست، میدانی هست؛ آنجا تو را ملاقات خواهم کرد.»👇👇 تا وقتی انسان در دوگانگیها گرفتار است، هنوز در سطح ذهن و قضاوت زندگی میکند: درست/غلط، خوب/بد، من/تو، منیت/دیگری، بودن/نبودن.«جایی فراتر» یعنی مقام دل؛ جایی که انسان از قضاوتِ نفس عبور میکند و به مشاهده میرسد. منظور مولانا این نیست که درست و غلط در زندگی بیمعنا هستند؛ بلکه میگوید حقیقتِ عشق، از دستهبندیهای محدود ذهن بزرگتر است.و ⬅️«آنجا ملاقاتت میکنم» شاید عمیقترین بخش جمله باشد:⬅️ملاقات حقیقی وقتی رخ میدهد که منِ جداکننده آرام بگیرد. ⬅️دیگر «من» در برابر «تو» نیست؛ پردهای که میان عاشق و معشوق ساخته شده، کنار میرود.در زبان عرفان اسلامی میتوان گفت:از شریعت، به طریقت؛از طریقت، به حقیقت؛و از دوگانگیِ من و تو، به شهودِ یگانگیپس این جمله در نهایت دعوتی است به عبور از ذهنِ قضاوتگر و رسیدن به قلبِ شاهد؛ همان جایی که مولانا آن را (( میدان عشق)) میبیند.✨✅سریال مولانا جلال الدین ✅پایان فصل دوم 💥قسمت بیست (دوبله فارسی)t.me/Analhaghhoo
✨🎧 «باز کن در»مناجات خواجه عبدالله انصاری✨«در را باز کن» یعنی درِ دل را بگشا؛درِ دلی که با غفلت، تعلق و «من» بسته شده است.در نگاه خواجه عبدالله، راه خدا از بیرون آغاز نمیشود؛وقتی درون از خود خالی شد، درِ رحمت گشوده میشود.آنگاه طالب میبیند که در، همیشه باز بوده؛این او بوده که پشتِ درِ خویش ایستاده بود.و راز سلوک همین است:👈از خود بگذر، تا درِ دوست به رویت گشوده شود.👉
✨ مناجات شبانه اولیای الهیعاشقی در عذاب و عفو📖 کلام اصیل از تذکرةالاولیاء> «نقل است که شبی تا روز نخفت و میگفت: اگرم عذاب کنی من تو را دوست دارم، و اگرم عفو کنی من تو را دوست دارم.»💬 حرف امشب با دلعتبه تمام شب را بیدار میماند، نه برای اینکه چیزی بخواهد یا از ترسی فرار کند؛ بیدار میماند تا در سکوتِ نیمهشب فقط یک حرف را به خدا ثابت کند: «من تو را به خاطر خودت میخواهم.»ما آدمها معمولاً وقتی همهچیز بر وفق مراد است، خدا را شکر میکنیم و دوستش داریم، اما به محض اینکه ورق برمیگردد و روزگار سخت میشود، زبان به گله باز میکنیم. عتبه اما از این معاملههای دوتاچهارتا فراتر رفته است. میگوید پروردگارا، تو چه با مهربانی دستم را بگیری و چه مرا در کورهی رنج و سختی بیندازی، تغییری در دلِ من ایجاد نمیشود. این یعنی نهایتِ فقر و نیازمندیِ یک انسان، که در اوج بیچیزی، به عشقی بیقید و شرط رسیده است.🌿 امشب با خودمان ببریم...عشق واقعی به خدا از جایی شروع میشود که «شرط و شروط» را کنار بگذاریم. او را نه فقط برای روزهای روشن و عافیتها، که در دلِ تاریکیها و محرومیتها هم عاشقانه بخواهیم. دلِ عاشق، با درد و درمان مهربان است، چون هر دو از سوی یک یار میرسد.🤲 مناجات تألیفی برای این شب(تألیفی، برگرفته از زمزمهی عاشقانهی عتبه)خداوندا!دوستیهای ما پر از شرط است و بندگیهایمان پر از توقع.دلمان را از این عشقهای سوداگرانه و حسابگرانه خالی کن.به ما سینهای ببخش که در خوشی و ناخوشی، بهانهای جز تو نگیرد.ای یارِ همیشگی،چه ما را بنوازی و چه در سختیها بیازمایی،چنان یقینی به ما بده که یک لحظه هم از دوستداشتنت دست برنداریم.یا حق 🕊️#مناجات_شبانه #عتبة_الغلام #تذکرةالاولیاء
✨💎#قاعده_یازدهم؛ قابله می داند که زایمان بی #درد نمی شود. برای آنکه "#تو"یی #نو و #تازه از تو #ظهور کند باید برای #تحمل #سختی ها و دردها همواره #آماده باشیt.me/Analhaghhoo!
✨خداوند در آغاز سورهی «ضحی»، به نشانههایی سوگند میخورد؛به روشناییِ صبح، به شب آنگاه که آرام میگیرد،به آنچه در آسمان و زمین است،و به لحظههایی که ظاهرشان سکوت است، اما در باطن، هزار پیام دارند...گویی پروردگار میخواهد به سالک بگوید:اگر گاهی صبحِ دلت طلوع کرد، مغرور روشنایی مشو؛و اگر شبی بر جانت نشست، گمان مبر که از تو روی گرداندهاند.در سلوک، هم «ضحی» هست و هم «شب».هم گشایش هست و هم قبض،هم حضور هست و هم پنهانی،هم لحظهای که خدا را نزدیکتر از همیشه حس میکنیو هم لحظهای که هرچه میگردی، جز سکوت چیزی نمییابی.اما راز همینجاست؛خداوند به شب نیز سوگند میخورد.یعنی تاریکی هم میتواند مقدس باشد...گاهی خدا تو را از نورِ بیرون میگیردتا چشم دلت به نوری درونت باز شود.پس اگر امروز راهت روشن نیست،اگر دعاهایت بیپاسخ به نظر میرسند،اگر دلت از انتظار خسته شده،زود قضاوت نکن...شاید خداوند در سکوتِ این شب،در حال ساختن صبحیست که هنوز وقت دیدنش نرسیده.سالک کسی نیست که همیشه روشنایی ببیند؛سالک کسیست که در تاریکی همبه صاحبِ روشنایی اعتماد کند.و چه زیباست که انسان روزی به جایی برسدکه دیگر نگوید:«خدایا، چرا تاریک شد؟»بلکه آرام بگوید:«خدایا،اگر این شب را تو فرستادهای،من در همین شب هم تو را میجویم...چون آموختهامتو فقط در طلوعها نیستی؛گاهی عمیقترین دیدارهادر تاریکترین شبهای جان اتفاق میافتد.»و شاید راز «ضحی» همین باشد:هیچ شبی پایان راه نیست؛اگر دل، هنوز به صاحبِ صبح ایمان داشته باشد.
✨شخص چون سهر و بیداری را بر خود لازم گیرد، این سهر و بیداری به چشم دلش سرایت کرده و دیدهٔ بصیرتش با ملازمت ذکر منجلی و مصفا میگردد.شیخ الاکبر محییالدین #ابن العربی📚 فتوحات مکیه، باب ۵۳t.me/Analhaghhoo
✨تقدیم به تمامی مادران سرزمینم از صمیم❤️ ق❤️ ل❤️بMamá, gracias por darme la vida, por Tu fe cuando yo me caía, por tus besos en la mañana y tus manos tan bendecidasمامان، ممنونم که زندگی را به من بخشیدی؛ برای ایمانی که به من داشتی وقتی میافتادم، برای بوسههایت در صبح و دستان پربرکتتTú me alzaste del polvo un díaروزی تو مرا از خاک بلند کردیTú me viste cuando no podía y en tu brazo hey el coraje para seguirتو وقتی دیگر توان نداشتم، مرا دیدی و در آغوشت، شجاعت ادامهدادن را یافتمCon el alma encendidaبا روحی افروختهY aunque el mundo me parta en dos, tu mirada me vuelve a armar و حتی اگر دنیا مرا از هم بشکند، نگاهت دوباره مرا کنار هم میچیندSi me pierdo, me dice, "ven"اگر گم شوم، به من میگویی: «بیا»Y yo vuelve a respirarو من دوباره نفس میکشمMamá, gracias por Todo, gracias por tanto amor مامان، برای همهچیز ممنونم، برای اینهمه عشق ممنونمMamá, Reina de mi vida, sin ti, qué haría yo, mamá?مامان، ملکهی زندگی من، بیتو من چه میکردم، مامان؟gracias por Todo, mi fuerza y mi razónممنونم برای همهچیز، ای نیروی من و دلیل بودنمMamá, Reina de mi vida, tú eres mi bendiciónمامان، ملکهی زندگی من، تو برکت منیEres la Reina de mi vida, la que cura mis heridas, la que guarda mis secretosتو ملکهی زندگی منی؛ آنکه زخمهایم را درمان میکند، آنکه رازهایم را نگه میداردLa que nunca see me olvidaآنکه هرگز از یادم نمیرودSi me faltan las palabras, tú me entiendes con la mirada y me das de tu dulzuraاگر واژهها کم بیاورم، تو با یک نگاه مرا میفهمی و از شیرینیِ مهرت به من میبخشیCuando el pecho se me cansaوقتی سینهام از خستگی به تنگ میآیدY aunque el Mundo me parta en dos, tu Mirada me vuelve a armarو اگرچه دنیا مرا دوپاره کند، نگاهت دوباره مرا باز میسازدSi me pierdo, me dice, "ven y yo vuelve a respirar"اگر گم شوم، میگویی: «بیا» و من دوباره نفس میکشمMamá, gracias por Todo, gracias por tanto amorمامان، برای همهچیز ممنونم، برای اینهمه عشق ممنونمMamá, Reina de mi vida, sin ti, qué haría yo, mamá? مامان، ملکهی زندگی من، بیتو من چه میکردم، مامان؟gracias por Todo, mi fuerza y mi razónبرای همهچیز ممنونم، ای نیروی من و دلیل منMamá, Reina de mi vida, tú eres mi bendiciónمامان، ملکهی زندگی من، تو برکت منیSi me faltara la Luna, tú me alumbras igualاگر حتی ماه را هم نداشته باشم، تو باز هم راه مرا روشن میکنیSi me faltar el Camino, tú me enseñas a andarاگر راه را گم کنم، تو راه رفتن را به من میآموزیY si el tiempo se me vuelve duroو اگر زمانه با من سخت شودTu Abrazo lo vuelve pazآغوش تو همهچیز را به آرامش بدل میکندMadre mía, vida mía, nadie te podrá cambiraمادر من، جان من، هیچکس هرگز نمیتواند جای تو را بگیردMamá, gracias por Todo, gracias por tanto amorمامان، برای همهچیز ممنونم، برای اینهمه عشق ممنونمMamá, Reina de mi vida, sin ti, qué haría yo, mamá?مامان، ملکهی زندگی من، بیتو من چه میکردم، مامان؟Mamá?مامان؟gracias por Todo, mi fuerza y mi razónبرای همهچیز ممنونم، ای نیروی من و دلیل منMamá, Reina de mi vida, tú eres mi bendiciónمامان، ملکهی زندگی من،تو برکت منی