🔳 روسو در مونپارناسِ استوایی🔸 Artist: Henri Rousseau1️⃣8️⃣9️⃣1️⃣ - 1️⃣9️⃣1️⃣0️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@arc…
انتشار: 2026/08/21 06:15 UTCدریافت: 2026/08/21 20:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 20:30 UTC
🔳 روسو در مونپارناسِ استوایی🔸 Artist: Henri Rousseau1️⃣8️⃣9️⃣1️⃣ - 1️⃣9️⃣1️⃣0️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch🔳 روسو در مونپارناسِ استوایی🔸 Artist: Henri Rousseau1️⃣8️⃣9️⃣1️⃣ - 1️⃣9️⃣1️⃣0️⃣🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
پستهای تلگرام — آرک طرح : از ایده تا طراحی
.🔹 چرا چارلی مانگر میخواست ۴۵۰۰ دانشجو را در اتاق های بدون پنجره اسکان دهد؟🔳 تصور کنید وارد خوابگاه دانشگاه میشوید، اتاقتان کوچک است، اما یک چیز عجیب تر از اندازه اتاق به چشم میآید، پنجره ای وجود ندارد!این قرار بود واقعیت زندگی هزاران دانشجو در Munger Hall در دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا باشد؛ ساختمانی ۱۱ طبقه و حدود ۱.۶۸ میلیون فوت مربع که قرار بود تا ۴۵۰۰ دانشجو را در خود جای دهد. ایده ای که در نهایت به یکی از بحث بر انگیزترین پروژه های معماری دانشگاهی آمریکا تبدیل شد. اما نکته عجیب این بود که نبودن پنجره، یک اشتباه طراحی یا کمبود بودجه نبود. بخشی از ایده اصلی پروژه بود.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 «آقای روسو چشمانش را میبندد و با پاهایش نقاشی میکشد!» اگرچه این جمله را روزنامهنگاری پاریسی در مورد آثار آنری روسو نوشته بود، امّا این نظر غالب منتقدان هنری همعصر روسو دربارۀ نقاشیهایش بود. به استهزاء او را روسوی باجگیر خطاب میکردند، گویی که پارودی متی، حواری مسیح باشد. مردی که سالها مأمور مالیات بود و در سن ۴۹ سالگی به صرافت افتاده بود که باقی زندگیاش را وقف هنر کند. و سرآخر در سال ۱۹۰۸ تنها دو سال پیش از مرگاش قدر دید.خودآموخته بود و کمپوزیسیونهای نامعمول و رنگبندیهای تیز و ناپختهاش اعصاب منتقدان هنری و مردم را به هم میریخت و جایی بین ریشخند و تعجب، تابلوهایش آویزان میماند، بیآنکه کسی بداند طی دهههای آتی، سبک نقاشیاش در آثار هنرمندان مدرن، از پیکاسو و فرنان لژه گرفته تا فریدا کالو و بعدها سیلویا پلاتِ شاعر، به شکلی ستودنی حیات دوباره مییافت.روسو در تابلوهایش وضعیتی بیبازگشت را ترسیم میکند. مناظر تخت و عمدتاً فاقد پرسپکتیو او که معطوف به طبیعتی بکر و وحشی است، گویی به عصری پیش از شکلگیری تمدن پرتابمان میکند؛ به جهانی برآمده از کتاب سِفر پیدایش. این باغ عدنی است که در قلب پاریس نفس میکشد؛ حکایت آدم و حوا است پیش از هبوط. از استیلای آدمی بر طبیعت خبری نیست و حجم انبوه سبز پاسخگوی عطش داناییست بی آنکه کیفری در کار باشد. مسئله اینجاست که نقاشیهای روسو درست هنگامی در نمایشگاه هنرمندان مستقل به نمایش درمیآمد که شهر به سرعت با سازههای فلزی پیچیده و عظیم میآمیخت و در پسزمینۀ منظر پاریس، برج ایفل با هیبتی غریب قد علم میکرد. در نتیجه، تابلوهای او را نه خیالپردازیهای کودکانۀ یک نقاش آماتور، که نقدی رندانه و چشمنواز بر وضع جاری میتوان دانست. هنگامی که مظاهر متعدد انقلاب صنعتی تبر به تنۀ طبیعت و شأن انسانی میزد و زخمهایی ماندگار و ابدی باقی میگذاشت، مفهوم توسعه در یادوارههای سرسبز و استوایی روسو رنگ میباخت. گویی او در سماجت خستگیناپذیرش برای تصویرپردازی طبیعتی خیالی و رامنشدنی، چون رِندی شوخ میپرسید چه سود از رسیدن به سرزمین موعود، وقتی از اقلیمی چنین و هوایی برای نفس کشیدن اثری نباشد.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 آنچه امروز بر دیگران میگذرد، ممکن است فردا سرنوشت تو باشد...🔹 Harakiri 1️⃣9️⃣6️⃣2️⃣🔸 Dir: Masaki Kobayashi🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 برگردیم به دورانی که حتی راه پله هم دیتیل جذاب داشت...🔸 هتل National des Arts et Métiers؛ فرانسه...🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔳 این صندلی یکی از آثار دستساز دیوید لینچ است. لینچ علاوه بر فیلمسازی، طراح و سازنده مبلمان هم بود و علاقه عمیقی به کار با چوب و ساخت صندلی داشت.او از نوجوانی مبلمان میساخت و خودش گفته بود صدها صندلی طراحی کرده است. برخی از این قطعات را برای دکور فیلمهایش (مثل Eraserhead) و خانه شخصیاش میساخت. در سال ۱۹۹۷ در نمایشگاه سالونه دل موبیل میلان مجموعهای از مبلمان خود را به نمایش گذاشت و بعدها برای کلاب Silencio در پاریس هم صندلی طراحی کرد.صندلی موجود در تصویر، ساختاری غیرمعمول و دستساز دارد: نشیمن و پشتی شیبدار با پایههای مثلثی و سیستم کابلهای کششی. این طراحی کاملاً با سبک تجربی و شخصی لینچ همخوانی دارد و احتمالاً یکی از نمونههای کارگاهی اوست که کمتر مستند شده است.لینچ مبلمان را بخشی از دنیای ذهنی و هنری خود میدانست، نه فقط یک وسیله کاربردی.🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch
.🔸 «نمیدانم چرا باغها؛ پدربزرگِ پدربزرگم باغبان بود و من احساس خوشحالی میکنم وقتی در میان درختان هستم. درختان بسیار الهام بخش هستند و مرا سرشار از شگفتی میکنند.» 🔹 دیوید اینشاو 🔳 این نقاشی که در ابتدا عنوان خود را از شعری از توماس هاردی با مضمون «یادآوریِ من، فقدان است، نه سرزنش» گرفته بود، یکی از چندین اثر دیوید اینشاو است که از چشماندازهای ویلتشر در انگلستان تأثیر پذیرفتهاند.اینشاو زمانی که شروع به خلق این نقاشی کرد، حدود نه ماه بود که در شهر دِوایزز (Devizes) زندگی میکرد. او از تضاد آجرهای قرمز گرم خانههای دوره گرجی شهر با آسمان بهاریِ صبح زود هیجانزده شده بود و میخواست تصویری خلق کند که این لحظه خاص را ثبت کند.اما بهجای یک عکس، اینشاو معتقد بود نقاشی میتواند معنای بیشتری به آن لحظه ببخشد؛ زیرا به او اجازه میداد چندین لحظه متفاوت و ظاهراً بیارتباط را که دیده بود، در یک تصویر واحد با یکدیگر ترکیب کند. 🔸 دیوید اینشاو، «بازی بدمینتون» (The Badminton Game)، ۱۹۷۲–۷۳🔹 David Inshaw. All Rights Reserved 2020 / Bridgeman Images🔻#آتلیه_آرک_طرح@archtarh_sketch




