نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگیخضر، حیرانم چه لذت می برد از زندگیبی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیستخ…
انتشار: 2026/08/20 10:48 UTCدریافت: 2026/08/22 11:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 11:15 UTC
نیست جز داغ عزیزان حاصل پایندگیخضر، حیرانم چه لذت می برد از زندگیبی رفیقان موافق آب خوردن سهل نیستخضر هیهات است گردد سبز از شرمندگیاز سبکروحان دل روشن گرانی می کشدمی کند آیینه را تاریک آب زندگیبرنمی دارد شراکت طبع ارباب طمعخصم درویشان بود سگ از ره گیرندگیبید مجنون در تمام عمر سر بالا نکردحاصل بی حاصلی نبود به جز شرمندگیعذر نامقبول را بر طاق نسیان نه، که نیستمجرمان را عذرخواهی به ز سرافکندگیدیده ای کز سرمه توفیق روشن می شودصرف عیب خویش دیدن می کند بینندگیاز طریق کسب نتوان در نظرها شد عزیزگوهر از صلب صدف می آورد ارزندگیدر لباس ابر باشد تیغ بازی های برقدر سواد چشم شرم آلود او بازندگیمی کند مژگان شرم آلود در دل رخنه بیشدر نیام این تیغ را افزون بود برندگیمی کند با مزرع امید صائب کار برقچون ز مقدار ضرورت بیش شد بارندگی#صائبغزل شمارهٔ ۶۶۹۹@Bolbolibargegoli1397