عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشانگر نشان خواهی در آنجا جان و دل بیرون نشانچون مجرد گشتی و تسلیم ک…
انتشار: 2026/08/22 07:30 UTCدریافت: 2026/08/22 11:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 11:15 UTC
عاشقی گر خواهد از دیدار معشوقی نشانگر نشان خواهی در آنجا جان و دل بیرون نشانچون مجرد گشتی و تسلیم کردستی تو دلبیگمان آنگه تو از معشوق خود یابی نشانچون ز خود بیخود شدی معشوق خود را یافتیذات هستی در نشان نیستی دیدن تواننیستی دیدی که هستی را همیشه طالبستنیستی جوینده را هستی کم اندر کهکشانتا همی جویم بیابم چون بیابم گم شومگمشده گمکرده را هرگز کجا بیند عیانچون تو خود جویی مر او را کی توانی یافتنتا نبازی هر چه داری مال و ملک و جسم و جانآنگهی چون نفی خود دیدی و گشتی بیثباتگه فنا و گه بقا و گه یقین و گه گمانگه تحرک گه سکون و گاه قرب و گاه بعدگاه گویا گه خموشی گه نشستی گه روانگه سرور و گه غرور و گه حیات و گه مماتگه نهان و گه عیان و گه بیان و گه بنانحیرت اندر حیرتست و آگهی در آگهیعاجزی در عاجزی و اندهان در اندهانهر که ما را دوست دارد عاجز و حیران بودشرط ما اینست اندر دوستی دوستان#سناییغزل شمارهٔ ۲۹۷@Bolbolibargegoli1397