ماجرای من و انتخاب رشته(خاطرات تحصیلی)بخش۴۷علی گودرزیان ع پایداربوستان ادبیات فارسی ایران، پر از سر…
انتشار: 2026/07/08 15:53 UTC
ماجرای من و انتخاب رشته(خاطرات تحصیلی)بخش۴۷علی گودرزیان ع پایداربوستان ادبیات فارسی ایران، پر از سروها و درختان تنومند و بالابلند است که سرشان به اوج رسیده و در میان بوستان ادبیات جهان سر برزترین هستند!بوستان تاریخ بیهقی سرشار از استحکام متن و جسارت و صداقت و کیاست نویسنده است! ادب و خردورزی و تدبیر و سیاستِ ملوک از خامه ی ابوالفضل بیهقی و استاد ایشان بونصر مشکان می تراود!روح مداراجوی ایرانیان و شرافت انسانی و راستی و دوراندیشی و توجه به مقبولیت مردم در برگ برگ دفتر تاریخ بیهقی متجلی است آن گاه که در فرازی می نگارد:"« ...و در تاریخی که میکنم سخنی نرانم که آن، به تعصبی و تزیدی کشد و خوانندگان این تصنیف گویند: شرم بادا این پیر را...!"بیهقی و تنها کتاب تاریخ بیهقی برای یک "قلم به دست" و یا به تعبیر امروزیان نویسنده و روزنامه نگار- ژورنالیست- کافیست تا هرگز شرافت قلم خود را نفروشد و به سادگی در دامن "شارلاتانیزم" رسانه ای -که این روزها مسلک بسیاری شده است- نیفتد و بیهقی وار به منبع خبر بنگرد و صحت و سقم خبرها را بیهقی وار با سنگ خرد محک بزند!"...و اخبار گذشته بر دو قسم گویند که آن را سه دیگر نشناسند یا از کسی بباید شنید و یا از کتابی بباید خواند و شرط آن است که گوینده باید که ثقه و راستگو باشد و نیز گواهی دهد که آن خبر درست است و نصرت دهد کلام خدا آن را... و کتاب همچنان است که هرچه خوانده آید از اخبار که خرَد آن را رد نکند شنونده آن را باور دارد و خردمندان آن را بشنوند و فرا ستانند...» (بیهقی)در بوستان شاهنامه شما یک ایرانی وطن پرست می شوید که ریشه های خود را پیدا می کنید و به شناسنامه و هویت خود می بالید!شاهنامه، شناسنامه ی ایرانیان، کتابی، نه! خود به تنهایی مکتبی است.شاهنامه پیشانی بلند ایرانیان و آیینه ی تمام نمای هزار سوی انسان ایرانی و اجتماع ایرانیان از ازل تاریخ تا چهارصد سال بعد از ظهور اسلام در این سرزمین اهورایی است. آن چه یک ایرانی برای یک زندگی شرافتمند و انسانی نیاز دارد تا فرا بگیرد در این نامه ی بزرگ آمده است!خردمندی، وطن دوستی، راستی پویی، مردانگی، پیمان داری، ستم ستیزی، آزادی خواهی، آیین داری، خانه آرایی، فرزانگی، عاشقی و شیفتگی، دلربایی، اهوراباوری و... پایه ها و بنیادهای مکتب شاهنامه ی فردوسی است که می تواند درس زندگی تا همیشه باشد.ادبیات عشق است، دنیا ایران را با شعر و ادبیات و شاعران و نویسندگانش می شناسند.شگفتا از بوستان سعدی دنیای آرمانی سعدی! سعدی در بوستان، دنیایی را به ما می شناساند که هر انسانی دوست دارد در آن دنیا زندگی کند. در دنیای بوستان سعدی هر کس جای خود نشسته است. رعیت و پادشاه هوای همدیگر را دارند. پادشاه رعیت نوازی می کند و رعیت قوام پادشاه را می خواهد. حتی حیوانات هم هوای همدیگر را دارند و حکمت خدا در همه جا جاری است.گلستان سعدی پر از اندرز و پند و نصیحت های حکیمانه و جامعه شناسانه ی سعدی به مردم است. سعدی در گلستان زندگی واقعی مردم را با زیباترین واژه ها به تصویر می کشد.بااین که سال های زیادی می شد بیقرارِ نمی دانم کجای زندگی خود بودم؛ اما در این هنگامه، یعنی دوره ی دکتریِ "زبان و ادبیات فارسی" داشتم انگار به ساحل آرامشی می رسیدم و انگار، فکر می کردم بعد از آن همه سربه هوایی، دارم با خودم و با عواطف انسانی ام با عشقم و شاعرانگی ام با شعر و با ادبیات کنار می آیم!یک ترم گذشت باور می کنید که بهترین روزهای عمرم روزهایی بود که سر کلاس دکتری حاضر می شدم. همیشه از ارزشیابی خوشحال نبودم؛ برای ارزشیابی پایان ترم دکتری لحظه شماری می کردم.طبع کودکان دبستانی گرفته بودم دوست داشتم نمره ی خوب بگیرم تا استادانم را خوشحال کنم. پایان ترم فرا رسید و من هم مثل باقی همکلاسان، خود را برای آزمون آماده کردم. سالن امتحان ما خارج از محدوده ی دانشگاه آزاد در شهر بود. زمستان بود و هوای بروجرد هم کمی تا قسمتی سرد بود. شنلم را پوشیده و خودم را به سالن امتحانات رساندم و دوستان گفتند شماره ی کارت امتحانی و شماره صندلی را کنار درب سالن زده اند.جلدی از سالن بیرون زدم و دیدم لیست بلندی است و از بالا شروع کردم به رصد کردن لیست و نام و نشان خودم را جستجو می کردم. نه به دقت بلکه سرسری تا آخر لیست رسیدم دیدم خبری از علی گودرزیان نبود.دقیقتر شدم دوباره از آغاز، این بار یکی یکی نام ها را خواندم و با حوصله تا آخر لیست رفتم و دیدم نه انگار به راستی نام مرا ننوشته اند مطمئن شدم که نام مبارک من! روی کاغذِ چسبیده به دیوار، نیست..!!!ای بابا! باز چی شده یا خدای مهربان!ادامه دارد...برای پیگیری ماجراهای من به چکامه های نامیرا در ایتا و بله و تلگرام بپیوندید!eitaa.com/chekamenamira%D8%A8%D9%84%D9%87…