داریوش اقبالی و قبای گشاد شرافت[نگاهی به شِبهترانۀ «توهم توطئه»]🔴 ابتدا و برای آنکه روشن شود چ…
انتشار: 2026/08/21 14:10 UTCدریافت: 2026/08/22 00:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:38 UTC
داریوش اقبالی و قبای گشاد شرافت[نگاهی به شِبهترانۀ «توهم توطئه»]🔴 ابتدا و برای آنکه روشن شود چرا از عبارت «شِبهترانه» استفاده کردم، اینجا را ببینید...👇نقدهای اسماعیل امینی (شاعر) به اثر جدید داریوش؛ «توهم توطئه» اصلاً ترانه نیست!❎ گزارۀ اصلی:هر عیب که هست از «ما»ست و هیچ پدیدهای (منجمله ساز و کارهای حکمرانی) «به ذات خود ندارد عیبی...»⬅️ خداوندگار این سبک تحلیل ــ که من آن را «تحقیر ملی» مینامم ــ #بیژن_عبدالکریمی و همفکران او هستند. اگر سری به کانالش بزنید، با خیل این «تأدیبگران خلق» مواجه میشوید که مدام «عیب جوان و سرزنش پیر میکنند». اتفاقاً پرداختن به همین سبک فکری، آنچه را در شبهترانۀ داریوش آمده نیز بهخوبی پوشش میدهد.این دیدگاه، قائل به نوعی «اکوسیستم پلیدی» ــ شامل خشونت، قانونگریزی، دغلکاری، توهم توطئه و... ــ است که ظاهراً شالودۀ حیات جامعۀ ایران را شکل داده؛ بهگونهای که تنها عامل نگونبختی ایرانیان، همین منش و فرهنگ است و نقش نهادهای حاکم، قانون و آموزش در ایجاد یا تغییر این فرهنگ نادیده گرفته میشود.در این نگاه هیچ جایی حتی برای مثلاً تعدی بیگانگان در تاریخ هم نمیماند! 👁 و به همین سیاق؛ لابد دختری که مورد تعرض واقع شده برای نوع پوششاش مقصر است!این نحله با قطعیتی عجیب، از وجود چرخهای دائمی از خشونت در فرهنگ ایرانی سخن میگوید و برای اثبات آن، از خشونت در گفتگو تا آزار حیوانات (خصوصاً گربهها) توسط کودکان مثال میآورد.اما وقتی این طرز فکر، با آن ظاهر شیک و موجهش، شکافته شود، نهتنها به تحلیل علمی چندانی برنمیخوریم، بلکه بوی خوشی هم به مشام نمیرسد:1️⃣ تعمیم ناروا و این «ما»ی جعلینخستین و شاید عمدهترین مشکل، برچسبزدن عام و فراگیر به مردم است؛ برچسبهایی که با ضمیر «ما» ظاهراً باید گوینده را نیز شامل شود، اما نمیشود.گوینده خود را در جایگاه «ناظر» مینشاند و بنابراین، خودبهخود از «منظور» بودن و شمول این «ما» خارج میشود. در واقع، بر سکوی موعظه ایستاده، انگشتش را به سوی مردم گرفته و قوم نادان را ملامت میکند.اینجاست که «جناب ناصح» قبای شرافت بر تن خویش میدوزد و از بالا به «این مردم حقیر» مینگرد.کافی است از او بپرسید: اگر خودت را هم مشمول این برچسبها میدانی، چرا یک تجربۀ شخصی بیان نمیکنی؟ یا بر اساس کدام سنجش علمی، این ویژگیها را به چنین گستردگی به همۀ مردم نسبت دادهای؟🔻پاسخ: سکوت!🔸از همه جالبتر اینکه بسیاری از نمونههای مورد استناد، متعلق به دههها پیشاند. فرهنگ اما ذاتاً پویاست و تغییر میکند؛ ولی نگاه منجمد ایشان هنوز گمان میکند کودکان امروز نیز مانند نیمقرن پیش سگ و گربهها را آزار میدهند!کافی بود فیلسوف خلوتنشین ما، به جای آه کشیدن از کوتهفکری مردم، قدری در خیابان کارگر شمالی قدم بزند تا ببیند رابطۀ مردم با همان گربهها چقدر تغییر کرده است؛ گربهای که روی سکوی کنار پیادهرو لمیده، امروز چنان به رهگذران بیاعتناست که حتی زحمت جابهجایی هم به خود نمیدهد، چه رسد به فرار!و تازه کاری به آن مردم پرشماری نداریم که به همین گربهها رسیدگی میکنند و آب و غذا و نوازش نثارشان میکنند.2️⃣ افراط در نقد «توهم توطئه»بیشک افراد بسیاری در ایران، به صورتی افراطی، معتقد به توطئههای پنهانی و پشتپردهاند. اما آیا از این واقعیت میتوان به نفی هر نوع دسیسه و فریبکاری پنهان رسید؟افراط در نقد «توهم توطئه»، اگر مراقب نباشیم، از آن سوی بام میافتد و به دعوت به سادهلوحی تبدیل میشود.اینکه هر اتفاقی را توطئه بدانیم خطاست؛ اما انکار اصل وجود هر نوع توطئه نیز منطقاً خطاست.3️⃣ برچسب «توهم» به «افتخارات ملی»این هم چیز تازهای نیست؛ کژراههای که #شاملو و دیگرانی بنیاد نهادند و حالا برای نسل امروز، بوی کپک میدهد.نسلی که اتفاقاً بیش از گذشته با پیشینۀ ملی خود آشنا شده و روزبهروز مشتاقتر است که: «به کوی میکده دیگر عَلَم برافرازد»و نظر داریوش را به سُخره میگیرد که میخواند:«ما آنچه گفتهایم، نبودیم و نیستیم»4️⃣ کتمان رانتخواری و مبرا کردن رانتخواران👈 «از دید ما هر که به یک اوج میرسد حتماً تمام عمر خودش را فروخته...»خب بیشک کسانی بدون فروختن خویش به اوج رسیدهاند؛ و در مقابل، کسانی نیز خود را برای رسیدن به موقعیت فعلیشان فروختهاند یا از میانۀ راه فروشنده شدهاند.اما چرا باید یکی از این دو سوی معادله حذف شود؟مسئله این نیست که «همه» خودفروختهاند؛ مسئله این است که چرا برای پاک نگه داشتن قبای شرافتِ همفکران، باید وجود آن سوی ماجرا را انکار کرد؟🔺و شاید پرسش نهایی همین باشد:چرا این قبای شرافت بر تن داریوش اینقدر گشاد است؟#هنرآیین #مانوک_معتضدیان@honaraeen 🍂🍃🕯