☘🌿✨☘🌿✨☘🌿✨☘🌿🍃دعا باید از روی قلب باشددر دهه اول قرن بیستم خشکسالی شهر عکا و نواحی آن را فرا گرفته بو…
انتشار: 2021/12/26 09:45 UTCدریافت: 2026/08/20 17:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 17:05 UTC
☘🌿✨☘🌿✨☘🌿✨☘🌿🍃دعا باید از روی قلب باشددر دهه اول قرن بیستم خشکسالی شهر عکا و نواحی آن را فرا گرفته بود . پائیز باران نیامد حتی در ماه اول زمستان خشکسالی ادامه داشت . کشاورزان و اهالی منطقه خیلی نگران بودند چون پیروان سه دین مسلمان ، مسیحی و یهودی در شهر عکا سکونت داشتند روسای اسلام و مسیحیت و یهود جمع شدند که ترتیبی برای دعای عمومی بدهند ولی نتوانستند به صورت متحدی با مراسم واحدی این ادعیه را مجری دارند لذا تصمیم بر این شد که در اولین روز جمعه مسلمانان در مساجد و متتابعا روز شنبه کلیمیان در معابد و سپس روز یکشنبه مسیحیان در کلیساها برای حصول باران دعا کنند و به همین ترتیب اجرا شد اما هیچ نتیجه ای از این دعاهای سه روزه روی نداد و تغییری در وضع هوا حاصل نشد . لذا این زمامداران ادیان مجددا جمع شدند و پس از مذاکره رای بر این تعلق گرفت که جمعا نزد عباس افندی که معروف به بزرگواری و معرفت و حکمت است برویم و نظر او را طلب نمائیم . بلافاصله این پیشوایان رو به منزل مبارک در عکا رهسپار شدند . اتفاقا آن روز بعداز ظهر مفتی عکا در محضر مبارک بود زیرا دختر او اخیرا فوت کرده بود و حضرت عبدالبهاء به او تسلیت می گفتند و دلداری می دادند در همین اثناء روسا وارد شدند و پس از خوش آمد مبارک شرح حال را دادند و تقاضا نمودند که اگر راه جدیدی به نظر مبارک می رسد راهنمایی بفرمایند . حضرت عبدالبهاء در جواب فرمودند که دعا باید از روی رقت قلب و ذوق و شوق و تقرب الی الله باشد تا مستجاب گردد بعد اشاره به مفتی کرده فرمودند حال چون جناب مفتی به واسطه فوت دخترشان حالت تاثر و توجه دارند اگر ایشان دعا کنند یقینا مستجاب خواهد شد . پیشوایان رو کردند به جناب مفتی و از او خواستند که این پیشنهاد را قبول کند . در همین اثناء صدای اذان از مسجد به گوش رسید و روسا در خواهش خود اصرار ورزیدند باری تقارن اذان و اصرار رهبران جناب مفتی را بر آن داشت که قبول نماید و در اطاق مجاور به سجود و رکوع و اذکار نماز پردازد پس از اتمام نماز به جمع میهمانان ملحق شد . حضرت عبدالبهاء دستور دادند که چای بیاورند در ضمن صرف چای حضرت عبدالبهاء مطالبی به این مضامین برای مهمان های خود بیان فرمودند که طرز اقدام و ترتیب ادعیه جداگانه در سه روز صحیح نبود . مثلا روز اول که مسلمانان مشغول دعا بودند مسیحیان نیز آرزو داشتند که اگر بنا است باران عطا شود چه بهتر که در نتیجه دعای مسیحیان باشد یهود نیز به همین اذکار و افکار مشغول بودند و چون روزهای یهود و مسیحیان رسید مسلمانان به نوبت خود در ادعیه و تضرعات قلبیه مذکور می داشتند که چون بارانی در اثر عبادات مسلمانان نیامد شایسته نیست که در نتیجه ادعیه یهود و یا مسیحیان باران عطا شود . پس از این بیانات همه یک دل خندیدند چون بیان مبارک صحت داشت و عین واقع بود سپس این تذکر را به آنها دادند که اگر برای یک روز و فقط یک روز مراسم و عادات و تقالید دینیه خود را فراموش می کردند و عموما متحدا متفقا به دعا و مناجات صمیمانه میپرداختند یقینا حق سبحانه و تعالی اجابت می فرمود . بعد از این بیانات امری که سبب تحیر و تعجب شد این بود که میهمانها هنوز مشغول صرف چای بودند که نسیم لطیفی وزید و طولی نکشید که تند بادی فضای غرفه را که پنجره های آن باز بود فرا گرفت و از خلال پنجره ها از دور ابری مشاهده شد و سپس ابرهای غلیظ دیگر دیده شد . دیری نگذشت که آسمان پر از ابر شد بطوریکه هنگام خداحافظی و حرکت میهمانها از بیت مبارک ریزش اولین قطرات باران آغاز شده بود . سه روز و سه شب هوا منقلب بود و باران شدیدا مستمرا ادامه داشت بطوریکه چندین خانه قدیمی در شهر عکا خراب شد . پس از این واقعه در بین مردم عکا شایع شد که جناب مفتی دعا کردند باران آمد . پس از چند روز جناب مفتی به ملاقات مبارک آمد . عرض کرد شما کاری کردید که دیگر من زندگانی راحتی ندارم . شب و روز حتی نصف شب به منزل من می آیند که پسرم سخت مریض است یا زنم درد زایمان شدید دارد دعا کن که رفع بلا شود . حال تصمیم دارم جواب بدهم آن کسی که مرا واداشت و ضمانت باران داد عباس افندی بود اگر تقاضایی دارید از امروز باید نزد ایشان بروید نه نزد من زیرا دعاهای من بدون ضمانت ایشان فایده نخواهد داشت .(گلچینی از حکایات حیات عنصری طلعات مقدسه، ص 422)کانال تلگرام خاطرات و حکایات امری@khaterathekayat☘🌿✨☘🌿✨☘🌿✨☘🌿