
مخزن نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوریکانالی برای بیان نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری؛ کانالی برای نیاز امروز افراد جامعه ی ایرانی برای درست نویسی متون فارسیAdmin :@mollasadeghiبرو به اولین پیام #بسمه_تعالی
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 25 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 18 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
مخزن نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری pinned «🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ✳️ مجموعه های کانال های زیر مجموعه ی گروه سیری در آثار و افکار حضرت مولانا ============ ابر گروه سیری در آثار و افکار مولانا و آثار دیگر بزرگان ادب عرفانی در این باره گروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا ) @mo…»
مخزن کتاب های pdf ادبیمخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی@pdf_kotob_e_adabi=======================ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اولگروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول@majmaedabiraneadabiatdoreaval====================مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اولمحلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول@makhzan_e_doroseadabiatedoreaval================ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.@dabiraneadbiatemotevasetedovom==========مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبیمخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال هاسری به این کانال بزنید:@makhzanesoalatedoroseadabi
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹✳️ مجموعه های کانال های زیر مجموعه ی گروه سیری در آثار و افکار حضرت مولانا============ابر گروه سیری در آثار و افکار مولانا و آثار دیگر بزرگان ادب عرفانی در این بارهگروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا )@molavi_asar_o_afkar===================نکات ناب تربیتی کانالی پر از مطالب تربیتی و اخلاقی و مناجات های عاشقانه و عارفانه @nokatetarbiyati==================مخزن نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوریکانالی برای بیان نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری؛ کانالی برای نیاز امروز افراد جامعه ی ایرانی برای درست نویسی متون فارسی@makhzanenokatenegarshi_virayashi==============فردوس سخن کانالی برای بیان نکات و مطالب درسی ؛ نمونه سوال امتحانی ؛ نکات درسی مقطع یک و دو دبیرستان و مطالب ادبی و اطلاعات عمومی@ferdosesokhan=================عاشقانه های نزار قبانی نزار قبانی دیپلمات، شاعر و ناشر سوری بود. نزار قبانی با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر اوست@nezar_asheghaneha====================نجواهای عاشقانه ی یک زن ( غاده السمان )غادة السمان (متولد ۱۹۴۲ -دمشق) نویسنده و ادیب زن اهل سوریه است. وی یکی از بنیانگذاران شعر نو در ادبیات عرب بهشمار می رود.@ghadat_asheghaneha====================موزيك كانال محلي براي عرضه آهنگ هاي پاپ از خوانندگان محبوب كشور و مداحي ها و ويس هاي برگزيده مذهبي ؛ به ما بپيونديد و كانال ما را تبليغ كنيد@muzic_canal==================مثل آباد( داستان ها و ریشه های ضرب المثل های زبان فارسی)کانالی برای داستان ها و کاربرد ضرب المثل های رایج در زبان فارسی که از گروه ها و کانال های مختلف جمع آوری شده است .@zarbolmaslhaefarsi==================مخزن کتاب های pdf ادبیمخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی@pdf_kotob_e_adabi==================مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا با عضویت در کانال مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا؛ از آرشیو مطالب گروه بهره ببرید .@mazhzan_molana=================فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانشفارسی و نگارش۱و۲و۳ رشتههای فنی و حرفهای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی@farsionegaresh_fanni===============گروه فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانشفارسی و نگارش۱و۲و۳ رشتههای فنی و حرفهای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی@farsionegaresh_fanni_gr=================مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبیمخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال هاسری به این کانال بزنید:@makhzanesoalatedoroseadabi======================گروه نوای چکاوک ( شعر و نثر و متون ادبي و نثر آهنگين )گروهی برای ارسال شعرها و نثرهای زیبای فارسی و متون های زیبای ادبی و نثرهای آهنگین فارسی @nava_e_chakavak===================حافظ شیرین سخنحافظ حافظه ماست ، ز هر دری سخن در باره حافظ و غزلیاتش@hafez_e_shirin_sokhan====================ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اولگروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول@majmaedabiraneadabiatdoreaval======================مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اولمحلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول@makhzan_e_doroseadabiatedoreaval================اصلاحِ اشعارِ جعلیِ شاعراناین کانال با هدف معرفی و درحد امکان اصلاح اشعار جعلی تشکیل شده استتراوش کی کند از طبع موزون، شعر ناموزونکسی نشنیده از سنجیدگان حرف نسنجیده#مخلصکاشانی@molavi_asar_o_afkar@eslah_e_ashaar_e_jaali_e_shaeran=============ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.@dabiraneadbiatemotevasetedovom=============راه ارتباطی اعضای کانال ها با آدمین ها : Admin :@mollasadeghi🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹عزیزان همراهمجموعه این گروهها و کانالها تحت حمایت و هدایت گروه سیری در آثار و افکار مولانا شکل گرفته و اداره میشود.لطفا از برداشت و ارسال هرگونه مطلب و فایلی از این کانالها بدون لینک اختصاصی آن خودداری بفرمایید.
#معنا_شناسی_اصطلاح #هفت_شهر_عشق✳️ به عقیده #عطار_نیشابوری، "هفت شهر عشق"، بیابانهای بی زینهاری است که منتهی به کوه های بلند می شود که سالک برای رسیدن به مقصود ازعبور این بیابانهای مخوف و گردنه های مهلک، ناگزیر است. اینها مراحلی است که سالکِ طریقت باید طی کند تا به غایت مطلوب و نهایت کمال درسلوک و در انتها درک حق تعالی نائل شود. شرح کامل و تعلیم این هفت وادی مخوف که در واقع راه حضرت عشق است درکتاب "منطق الطیر" در قالب داستان "سفر مرغان به رهبری هدهد" آمده است. #عطار درباره "منطق الطیر" خود می گوید: اهل صورت غرق گفتار منند اهل معنی مرد اسرار منند این کتاب آرایش است ایام را خاص را داده نصیب و عام را ❇️ در منطق الطیر، هدهد که نماد پیرِ راه است خطاب به مرغان دیگر قبل از شروع پرواز ازهفت صحرای بیکران و یا هفت وادی عشق سخن می گوید: گفت ما را هفت وادی در ره است چون گُذشتی هفت وادی، درگه است هست وادیِ طلب آغاز کار وادیِ عشق است از آن پس، بیکنار◀️ قبل از آغاز سفر، مرغان پرسشهایی را مطرح می کنند. یکی ازمرغان می پرسد: چون به آن جایگاه برسم از او چه بخواهم؟ زمانی که من به او می رسم دنیا بر من روشن می شود و نمی دانم که در آن شرایط چه می خواهم؟! هدهد پاسخ می دهد: ای جاهل غیر از او چیزی نباید بخواهی. چیزی در دنیا بهتر و برتر از آن وجود ندارد که تو او را داشته باشی؟ وصل معشوق باید نهایت آرزوی مشتاقان باشد. هرچه بود و هست و خواهد بود نیز مثل دارد جز خداوند عزیز هرچه را جویی جز او یابی نظر اوست دائم بینظیر و ناگریز یکی دیگر از مرغان می پرسد: من زر دوست هستم و نمیتوانم از آن چشم بپوشم . دیگری گفتش که من زر دوستم عشق زر، چون مغز شد در پوستم عشق دنیا و زر دنیا مرا کرد پر دعوی و بیمعنی مرا ◀️ هدهد پاسخ می دهد: تو درصورت و ظاهر ماندهای، زری که تو را به خود مشغول کرده باعث دوری تو از کردگارت شده. او را به خاک افکن. این زر هیچگاه نمی تواند تو را یاری کند و عشق به آن تنها بار تو را سنگینتر میکند، هرچه داری ترک کن، چرا که در این راه حتی یک پلاس تنها، بند راه تو میشود. مرد معنی باش و در صورت مپیچ چیست معنی؟ اصل؛ صورت چیست؟ هیچ . ◀️ عطار سعی دارد بگوید که نهایت دنیا مرگ و نابودی است. به هنگام مرگ هیچ با خود نخواهیم برد. پس قبل از رسیدن مرگ به دنبال حقیقتِ زندگی، خود و هستی باشید. خویش را گم کردهای راز جوی پیش از آن کت جان برآید راز جوی #عطارنیشابوریC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
✳️ "تلفظِ درستِ اعلام و آثار"❇️ هرکه با نوشتن سروکار داشتهباشد یا اهل ارائهی مطلب در نشستهای علمی باشد، میداند که گاه پیشمیآید نویسنده یا گوینده در شکلِ درستِ تلفظ یا حرکتگذاریِ عنوان کتابها یا نامِ نویسندگان و شاعران درمیمانَد. سخن دربارهی مواردی است که دو شکل از واژهای همزمان برسر زبانها است یا فرضاً میان شکلهای درست یا نادرستش نسبتی شصت به چهلدرصدی برقرار است. وسواس و تعصب بهخرجدادن البتهکه نشانهی خامی، و نیز ناآگاهی از سرشتِ زبان است. البته پژوهشها و بررسیها دربارهی شکلِ درست و اصلِ تاریخیِ نامها و نسبتها حساب دیگری دارد. برای نمونه با آنکه دربارهی نسبتِ درستِ نویسندهی نفثهالمصدور که آیا خُرَندزی است یا نه، بحث و تردیدهایی شده و همچنان میتوان دربارهاش گفت و نوشت. یا مثلاً استاد شفیعی کدکنی مطلبی دارند و در آن سعیکردند با اسناد و استدلالهایی اثباتکنند تلفظِ درست و تاریخیِ نامِ حمدالله مستوفی، حَمَدالله بودهاست. همچنین است مهَستی/مهسِتی (گنجوی) که دربارهاش بحثها شدهاست. تازه شکل درستترِ نسبتِ گنجوی نیز گنجهای است. و اگر چنین باشد سناییِ غزنوی نیز درستاش، غزنهای است! ◀️ همچنین است حرکت حرف "م" در نامِ شهرِ"ترمد" که گویا هنوز اختلافها به سرانجامی نرسیده. و نیز تلفظ دقیقِ جلالالدین "منکبرنی" که علامه قزوینی چندین صفحه دربارهاش مطلبنوشتهاند.البته حسابِ اشتباهگرفتنِ دو واژهای که اصلاً ربطی بههمندارند کاملا جدا است. مثلاً بههیچوجه نباید قَمَریِ جرجانی (شاعرِ سدهی چهارم) را با قُمری آملی (شاعرِ قرنِ ششم) اشتباهگرفت.◀️ اما چه ضرورتی دارد امروز کسی مثلاً دیوانِ اطعِمَه یا دیوانِ البِسَه را در محفلی که مخاطبانی عام نیز در آن حضوردارند، درست تلفظکند؟ مگر آنکه گوینده قصدِ آموزش یا یادآوری این نکته را داشتهباشد. یا فرضکنید چه ضرورتیدارد بلال و نمرود را الزاماً بِلال و نُمرود بنویسیم یا بخوانیم؟◀️ این دوگانه و گاه حتی سهگانهخوانیها را بهویژه در اعلامِ شاهنامه نیز میتواندید: آبتین/ آتبین، اسفندیار/ اسپندیار. و البتهکه هنگامِ متنخوانی و آموزشِ شاهنامه ناگزیریم شکل درست و تاریخیِ آنها را لحاظکنیم.◀️ بااینهمه، مواردِ فراوانی از این تفاوتها نیز هست که من ترجیحمیدهم حتیالامکان همان شکلِ درست یا درستترش را بهکارببرم. بهویژه که گاه اصلِ تلفظ را برپایهی واژههای همچنان زنده و رایج میتواننشانداد. شاید اگر ناصرعلیِ سِرهِندی را بهاشتباه سَرهِندی تلفظکنیم چندان اشکالی نداشتهباشد، اما وقتی گُلپایگان همچنان نام شهری است که آن را میشناسیم، باید نامِ مترجمِ تاریخِ یمینی را جُرفادقانی بخوانیم و بنویسیم نه جَرفادقانی. یا مثلاً کاموسِ کُشانی را باعلمِ به اینکه این شخصیت منسوب به ناحیهی کوشان بوده چرا باید کَشانی تلفظکرد؟ نمونههایی همچون انجُوی و مینُوی را نیز بههمینقیاس باید درست بهکاربرد.نمونههایی از این موارد و شکل درستِ بهکاربردنشان را فهرستکردهام:شکلِ درست/ شکلِ نادرست:شَغاد/ شُغاداِنجُوی شیرازی/ اَنجَوی شیرازیحِسامالدین/ حُسامالدینمختومقلی فَراغی/ فِراغیفخرالدینِ عِراقی/ عَراقیعبدالواسعِ جَبَلی/ جِبِلی (و گاه جِبِلّی)نزّاری قُهِستانی/ نَزاری قَهستانیکِسایی مروَزی/ کَسایی مروزیمجد همگَر: مجد همگِرسلمانِ ساوَجی/ ساوُجیمجتبی مینُوی/ مینَویتحفهالعِراقَین/ تحفهالعَراقِین@azgozashtevaaknoonC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_واژه#پهلوی✳️ شرحی بر واژه « پهلوی » در مصرعی از غزلیات حافظ شیرازی « بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی ..#حافظ».❇️ دربارهٔ کلمهٔ پهلوی در این مصرع غزل معروف حافظ یک دو ملاحظه عرض میشود که کم یا بیش مورد توجّه شارحان دیوان او بوده، ولی ممکن است در آن تازگیی نیز باشد. اول چیزی که ذهن خوانندۀ دیوان حافظ از این بیت به آن منصرف میشود بیت معروف در خطبهٔ داستان رستم و اسفندیار است:نگه کن سحرگاه تا بشنویز بلبل سخن گفتن پهلویکه در آن مقصود از بلبل ممکن است آوازهخوانان و «گویندگان» باشد، چنانکه استاد خالقی گفته است.دوم چیز، که آن نیز با دقّت کمتر یا بیشتر در شروح دیوان نوشتهاند، این است که پهلوی و پهلوانی نوعی الحان بوده که در ناحیهٔ فهله رایج بوده، چنانکه شمس قیس گفته که اهل عراق به سرودن و شنیدن بیت پهلوی و بانگ اورامان و سماع خسروی بسیار شائقند. ترانهها (یعنی ملحونات دوبیتیها) و خسروانیها یا خسرویها و نواهای پهلوی و لاسکوی و اورامن در نواحی تهرانِ امروز و قزوین و ساوه و همدان و دیگر نواحی مجاور و طبرستان در میان مردم بسیار محبوب و متداول بوده. با این همه، احتمالاً در همان قرنهای اوّلِ بعد از اسلام نیز معنای کلمات پهلوی و پهلوانی همیشه برای اهل زبان روشن نبوده و مثلاً در مانند این بیت فردوسی گویا از آن ملحوناتِ ابیات پهلوی رایج در ناحیهٔ فهله را درنمییافتهاند، بلکه معنایی کلّیتر یا مبهمتر در ذهن داشتهاند (چاپ سخن، یکم، ص ۶۳۰):سخنهای رستم به نای و به رودبگفتند بر پهلوانی سرودیعنی به نوای پهلوانی میخواندند (گفتن یعنی «خواندن»). مع هذا از کجا معلوم که پهلوانی، که در شاهنامه گاه معنای «شاهانه» دارد، در این جا نیز معنایی مانند خسروانی نداشته باشد که خود از ملحوناتِ «دشوارتر» و «گرانترِ» پارهای اشعار دیگر بوده؟ وانگهی، نوای پهلوانی و پهلوی احتمالاً، بلکه قطعاً، در دیگر نواحی و دربارهای ایران، جز فهله، نیز طرفدارانی یافته بوده و بنابراین، اینکه لفظ در این جا در معنای اصلی خود (ملحوناتِ ابیاتِ فهلوی) به کار رفته باشد نیز فرضی است معقول. با این همه، بیشتر، چنانکه گفتیم، گویا مقصود شاعر نام دستهای از نواهای مشهور درباری بوده که ممکن است معنای اصلیش بر خود او نیز پنهان بوده است .◀️ در یک عبارت کسروی که در محاسن و اضداد منسوب جاحظ آمده ممکن است فهلبدِ اول در اصل فهلبد نبوده و فهلوی بوده باشد: « ... فکان فی ما یغنّی بین یدی الملِک غناء المخاطبة و اغانی الربیع و اغانی یذکر فیها ابناء الجبابره و توصف الانواء و اغانی آفرین و الخسروانی و الماذرستانی و الفهلبد و کان اکثر ما یغنّی العجم الفهلبد مع ایّام کسری ابرویز و کان من اهل المرو و کان من اغانیه مدیح الملِک و ذکر ایّامه و مجالسه و فتوحه، فی کلام العرب بمنزلة الشعر یصوغ له الالحان.»◀️ چنین باشد یا نباشد و پهلوانی یا پهلوی در همان قرنهای اول بعد از اسلام معنایی عامتر یافته باشد یا نباشد یا گاه به معنای خسروانی به کار رفته باشد یا نباشد، آنچه گویا در آن تردید نیست آن است که سرودهای پهلوانی (یا پهلوی) نیز از آن سرودها بوده که مانند خسروانیها در دربارها و پیش شاه میخواندهاند. نمونهٔ مشهور آن داستان باربد است در نخستین دیدار او با پرویز، در حالی که در باغ شاه بر شاخ سرو پنهان شده بود (چاپ سخن، دوم، ۱۰۲۳):زننده بر آن سرو برداشت رودهمان ساخته پهلوانی سرودیکی نغز دستان بزد بر درختکز آن خیره شد مرد بیداربخت سرودی به آواز خوش برکشیدکه اکنون تو خوانیش دادآفرید¹◀️ بعید نیست حافظ به این بیت فردوسی نیز نظر داشته، یعنی به باربدی که چون بلبلی بر شاخ سرو سرود پهلوانی میخواند.²۱. ظاهراً صورتی از همان آفرین مذکور در سخن کسروی و یزدانآفرینِ غررِ ثعالبی. دربارهٔ بعضی مسائل رجوع فرمایند به نوشتهٔ ما در شمارهٔ اخیر مردمنامه به نام «خسروانی» که تحریری است اندکی بهتر از آنچه در مدخل «خسروانی» در ذیل دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی چاپ شده است.۲. با این حال، بلبل و سرو مضمونی رایج در شعر فارسی (به تعبیر بهتر، یک مضمون رایج «ایرانی») بوده و در مضامینِ مکرّر گاه میتوان از اخذ و اقتباس گفت و گاه نه. فردوسی در جای دیگر نیز (در داستان کین سیاوش، در یکی از درخشانترین قطعات شعر فارسی؛ چاپ سخن، یکم، ۴۰۳-۴۰۶) این مضمون را در یک بیت خود آورده:بنالد همی بلبل از شاخ سروچو درّاج زیر گلان با تذرو@YaddashtQaemmaqamiC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_اصطلاح #نیم_غاز_بابام_را_می_خواهمـ.✳️ در مواقعی که کسی برای پس گرفتن چیزی بیارزش یا مبلغی ناچیز خیلی کوشا باشد از این اصطلاح استفاده میکنند.(میگویند یک غاز واحد پولی بی ارزش و حدود یک هفتم پشیز بوده)❇️ مرحوم دهخدا در "امثال و حکم" منشاء رواج این ضربالمثل را به افسانهای شیرین برای کودکان نسبت میدهد.◀️ روزی روزگاری نجاری فقیر و همسرش در روستایی زندگی میکردند که صاحب فرزند نمیشدند. روزی همسر نجار در خانه مشغول پختن ناهار بود. آهی کشید و گفت کاش من پسری داشتم که این غذا را تا گرم است به دکان پدرش میبرد و در کارها به او کمک میکرد و در خانه هم، مونس من بود و اینگونه دل من و همسرم را شاد میکرد. ناگهان نخودی از دیگ بیرون جست و گفت: از این به بعد من پسر تو هستم و هر کاری باشد برایت انجام میدهم. زن شادمان شد. به او گفت غذای پدرت را به دکانش ببر تا او هم خوشحال شود. نخود غذا را به دکان برد. نجار پرسید تو که هستی؟ نخود گفت من از این به بعد پسرت هستم. هر کاری باشد برایت انجام میدهم. نجار خوشحال شد و گفت حالا که اینطور است و تو یاور پدر هستی به قصر برو و نیم غاز مرا که عوامل حاکم به زور بابت خراج از من گرفتهاند از وی پس بگیر. نخود گفت فرمان بردارم. و عازم سفر شد. پس از مدتی طولانی در راه به زنی رسید که کنار چشمهای رخت میشست. نخود از او خواهش کرد که لباسهای خاکی او را هم بشوید. اما زن گفت صابون کم دارم و به شستن لباسهای تو نمیرسد. نخود هم تمام آب چشمه را خورد و در شکمش جا داد و به راهش ادامه داد. در راه به شغالی رسید. شغال از نخود پرسید کجا میروی و نخود گفت میروم نیم غاز پدرم را پس بگیرم. شغال گفت مرا هم با خود ببر شاید بتوانم کمکت کنم. نخود قبول کرد ولی بعد از مدتی چون نخود خیلی تند میرفت شغال خسته شد و گفت من نمیتوانم پابپای تو بیایم. نخود گفت پس دندانهایت را در میآورم و تو را در شکمم جا میدهم. شغال قبول کرد. نخود دوباره براه افتاد. روز بعد در راه به پلنگی رسید. پلنگ هم تقاضا کرد که نخود او را با خود ببرد تا کمکش کند. نخود قبول کرد اما بعد از مدتی پلنگ هم خسته شد. پس نخود دندانهای پلنگ را درآورد و او را هم در شکمش جا داد و همراه خود برد. رفتند تا به قصر رسیدند. در انجا او قصد خود را به حاکم گفت و نیم غاز پدرش را از حاکم خواست. حاکم عصبانی شد و دستور داد تا او را در قفس خروسهای جنگی بیاندازند تا خروسها چشمانش را درآورند ولی نخود عطسهای کرد و شغال از دهانش بیرون جست. نخود دندانهای شغال را به او داد و شغال همه خروسها را خورد. حاکم دستور داد او را در قفس سگهای شکاری بیاندازند ولی باز نخود عطسهای کرد و پلنگ از شکمش بیرون آمد. نخود دندانهای پلنگ را به او داد و پلنگ تمام سگها را از بین برد. اینبار حاکم دستور داد تا آتش بزرگی درست کردند تا نخود را درون آن بسوزانند ولی نخود تمام آب چشمه را که خورده بود روی آتشخالی کرد و آن را خاموش کرد. حاکم که دید حریف نخود نمیشود او را به خزانه قصر بود تا نیمغاز پدرش را بردارد. نخود مقدار زیادی از جواهرات خزانه را در شکمش جا داد و فقط یک نیم غاز در دستش نگهداشت. از خزانه بیرون آمد و نیم غاز را نشان حاکم داد و به خانه برگشت. وقتی به خانه رسید به مادرش گفت مرا به چرخ نخریسی ببند و هر بار که میچرخد آرام با دوک نخریسی به پشت من بزن. مادر همین کار را کرد تا تمام جواهرات از شکم نخود بیرون ریخت و از آن به بعد نجار و همسرش با فرزندشان به شادی زندگی کردند.C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
✳️ نام اماکن و خیابان های تهران از کجا امده است!؟ ❇️ اطلاعاتی که این کلیپ درباره چگونگی نامگذاری قدیمی محلات ، میدان ها و بناهای تهران به شما می دهد در کمتر کتاب و فیلمی پیدا می شود! C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_اصطلاح#آفتابی_شدن_!✳️ آفتابی شدن را برای کسی به کار میبرند که پس از مدتی از محل خود خارج شده و خود را نشان دهد.❇️ کمآبی و نیز وضعیت کوهستانی و شیب مناسب اغلب اراضی فلات ایران موجب آن شد که ایرانیان با حفر قناتها واستفاده از آبهای زیر زمینی بخش بزرگی از بیابانهای بیآب و علف کشور را به مزارع و باغات سرسبز و خرم مبدل سازند.◀️ در آن هنگام که آب قنات به مظهر قنات میرسید و از زمین خارج میشد میگفتند که آب آفتابی شده است، یعنی از تاریکی خارج شده و به آفتاب و روشنایی رسیده است.C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_اصطلاح#از_کوره_در_رفتن_!✳️ وقتی کورههای آهنگری برای جدا کردن آهن از سنگ آهن و یا گداختن آهن روشن میشود، لازم است که درجهی حرارت کمکم بالا برود تا آهن سرد به تدریج گرم و گداخته و مذاب شود، زیرا آهنی که ناگهان در حرارت شدید قرار بگیرد سخت گداخته شده و سپس با صداهای مهیبی منفجر و به بیرون کوره پرتاب می شود، یعنی " از کوره در میرود ".❇️ از این رو این جمله برای توصیف رفتار افرادی که ناگهان خشمگین شدند به کار میرود. این اصطلاح یک اصطلاح آهنگری نیز هست.C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_اصطلاح#ایراد_بنی_اسرائیل_!✳️ بنی اسرائیل همان فرزندان یعقوب و پیروان کنونی دین یهود هستند که پیامبر آن حضرت موسی و کتاب آنها تورات است. این قوم به چند قبیله تقسیم میشد و هر کدام یک رئیس به نام شیخ یا پدر داشتند. از معروفترین آنها حضرت ابراهیم بود.❇️ بنی اسرائیل در زمان یعقوب به مصر مهاجرت کردند و با راهنماییهای موسی به شبه جزیره سینا رفتند.◀️ بعد از اینکه موسی پیامبر شد و آنها را به دین و آیین جدید خود دعوت کرد؛ اقوام بنی اسرائیل وی را مورد تمسخر قرار دادند و هر روز از وی معجزه میخواستند.◀️ موسی (ع) هم به اذن خدا هر آنچه آنها میخواستند را انجام میداد؛ اما باز هم آنها ایراد میگرفتند و معجزه دیگری میخواستند.◀️ در آن زمان فرعون مردم را شکنجه میکرد و موسی با شکافتن رود نیل، بنی اسرائیل را از دست فرعون نجات داد؛ با اینحال بعد از اینکه از مهلکه بیرون آمدند؛ همه چیز را تکذیب کردند و گفتند: ” ای موسی ما به تو ایمان نمیآوریم مگر آنکه قدرت خداوندت را در این بیابان سوزان و بی آب به ما نشان دهی.◀️ سپس به اذن خدا سایبانی ایجاد شد و برای آنها غذایی فراهم آورد. بعد از موسی آب خواستند و موسی عصایش را به سنگی زد و از آن ۱۲ چشمه بیرون آمد.◀️ سپس از او خواستند که برایشان عدس، پیاز، سیر و خرما بفرستد و گفتند: ای موسی! ما از غذاها خسته شدیم! به خدا بگو برایمان عدس و پیاز و سیر و خیار بفرستد! (بقره ۶۱)◀️ بعد از مدتی در بین قوم یک قاتل پیدا شد و از موسی خواستند تا قاتل اصلی را پیدا کند. موسی گفت اگر گاوی را بکشید و دم گاو را بر دهان مقتول بزنید؛ اسم قاتل را خواهد گفت. قوم بنی اسرائیل در مورد پیر یا جوان بودن گاو، رنگ و مشخصات آن از موسی سوال میکردند و هی ایراد میگرفتند.◀️ این ها تنها بخشی از رفتارهای قوم بنی اسرائیل و ایرادات عحیب و غریب آنها بود. به همین دلیل وقتی شخصی ایرادهای نابجا و اشتباه میگیرد؛ این ضرب المثل را به کار میبرند.C᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
#معنا_شناسی_اصطلاح #به_سوی_ماه_جهیدن_۱ ✳️ رسیدن به آسمان و دست یابی به ماه و خورشید و دیگر اجرام فلکی از آرزوهای دیرینه انسان است. ردّ پای این آرزو را تا دوردست تاریخ و از خلال اسطوره ها و روایات مذهبی کهن به روشنی می توان دریافت. در اساطیر ایرانی کاووس نخستین کسی است که بدین امر اقدام می کند.نمرود، پادشاه بابل نیز به شیوه کاووس به آسمان می رود تا با خدا بجنگد. معراج برخی از پیامبران و اولیای ادیان توحیدی و غیرتوحیدی جلوه دیگری از این تمایل انسانی است. حضرت عیسی و حضرت محمد به روایت مسیحیان و مسلمانان از جمله پیامبران بزرگی هستند که به آسمان عروج کرده اند. از میان کرات آسمانی ماه و خورشید، به علت نزدیکی به زمین و میزان تاثیری که در حیات اجتماعی انسان ها داشته اند، بیش از سایر اجرام مورد توجه بوده اند تا بدان جا که این دو به عنوان ربالنوع پرستش می شده اند. داستان حضرت ابراهیم، دیدن ماه و خورشید و برگزیدن آن دو به عنوان خدا و آنگاه اعراض کردن از آن ها بدین دلیل که" اِنّي لا اُحِبُّ الافِلين" حاکی از پیشینه این تفکر در تمدن بین النهرین است. علاوه بر این، ماه و خورشید مضمون بسیاری از شعرهاست و شاعران بسیاری در پناه تخیل خلاق خود، تصاویر دل انگیز و گوناگونی از آن دو آفریده اند. افسانه ها، قصه ها و روایت های عامیانه نیز عرصه دیگری از ذهن پویای انسان در اندیشیدن به این دو جرم روشن آسمانی است. به تعبیر حافظ ماه و خورشید" آینه گردان" ذهن و زبان آدمی است.❇️ دو تن از شاعرانی که ماه را دست مایه سرودن شعری در وصف امر محال و دست نیافتنی قرار داده اند، یکی عطار است، از دیدگاه زیبایی شناسیِ عرفانیِ ادبیاتِ کلاسیک فارسی و دیگری حسین منزوی، غزل سرای معاصر که از منظری عاشقانه و با معاییری نسبتاً متفاوت با غزل عاشقانه فارسی به توصیف ماه می پردازد. داستان عطار شرح حال انسان سالکی است که در میان دین و دنیا مانده است. انسانی که نه بویی تمام از دین به مشامش می رسد و نه دمی دنیایش نظام می گیرد. عطار این مطلب را در قالب داستان سگی بیان می کند که گِرده نان بر زمین افتاده ای را به امید دست یافتن بر قرص ماه رها می کند و پس از جهیدن و تک و پوهای بسیار از هر دو بازمی ماند و آنگاه هشدار می دهد که تا انسان به چنین درماندگی و حیرانی نرسد، ره به جایی نمی برد و مرادش از زندگی حاصل نمی شود :یک کُلیچه یافت آن سگ در رهیماه دید از سوی دیگر، ناگهیآن کُلیچه بر زمین افکند سگتا بگیرد ماه بر گردون به تَگچون بسی تَگ زد، ندادش دست ماهباز پس گردید و باز آمد به راهآن کُلیچه جُست بسیاری، نیافتبار دیگر رفت و سویِ مَه شتافتنه کُلیچه دست می دادش نه ماهاز سرِ ره می شد او تا پایِ راهدر میانِ راه حیران ماندهگم شده، نه این و نه آن ماندهتا چنین دردی نیاید در دلتزندگی هرگز نگردد حاصلتدرد می باید ترا در هر دمیاندکی نه، عالمی در عالمیتا مگر این درد، ره پیشت برداز وجودِ خویش بی خویشت برد ( مصیبت نامه، ص ۲۴۸) در ذهن و زبان عطار همچون دیگر شاعران عارف، سگ نماد نفس اماره و زیاده خواه آدمی است و شاید از همین روست که در اساطیر جهان سگ با مرگ، جهنم و قلمرو نامرئی ای که خدایان اهریمنی و قمری بر آن حاکمند، در ارتباط است. از منظری دیگر سگ نماد ضمیر ناخود آگاه و میانجی میان این دنیا و دنیای دیگر و همچون هرمس راهنمای ارواح در شب مرگ است. (فرهنگ نمادها، ج۳، ص۶۰۳- ۶۰۷). همانطور که نماد گرایی سگ در اساطیر دو وجهی است (همان، ۶۱۲)، تمثیل عطار نیز می تواند محتمل دو وجه باشد. از یک طرف سگ می تواند نماد نفس اماره زیاده خواهی باشد که هر دم ندای هل من مزید سر می دهد و در زبان عطار به دوزخ تشبیه می شود:آن سگِ دوزخ که تو بشنوده ایدر تو خفته ست و تو خوش آسوده ایاین سگِ دوزخ که آتش می خوردهرچه او را می دهی، خوش می خوردباش تا فردا سگِ نفس و مَنیت سر ز دوزخ بر کند در دشمنیت (مصیبت نامه، ص ۲۷۵)و از جنبه دیگر نماد روح تعالی جویی است که سر بر نعمت های این سری فرو نمی آورد و می کوشد تا راهی به آسمان بگشاید. ماه و مجازاً آسمان در این وجه نماد کمال دست نیافتنی عارفانه است و حالت عطار، حیرانی سالکی است میان زمین و آسمان. حالتی تراژیک میان شوق بریدن و درد نرسیدن. همان دردی که در سراسر اسرارنامه موج می زند:منِ مسکین بسی بیدار بودمبه عمری در پیِ این کار بودمدرین دریا بسی کشتی براندمبه آخر رخت در دریا فشاندمدرین اندیشه بودم سال ها منبسی معلوم کردم حال ها منهمه گر پس رو و گر پیشواینددرین حیرت، برابر مینمایند (اسرارنامه، ص ۱۷۴)۱۴۰۰/۰۶/۰۲# محسن اسماعیلی # حرفی از آن هزارانC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi
ماه و پلنگ#وحید_تاجآهنگ از #حسین_فاضلکلام #حسین_منزویخیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بودو ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بودC᭄𝄞 @molavi_asar_o_afkar@makhzanenokatenegarshi_virayashi