این نقد [به این یادداشت] خود را در جایگاه داوری درباره «تحریف»، «مغالطه» و «سوءگیری» قرار داده است.…
انتشار: 2026/08/18 05:05 UTCدریافت: 2026/08/22 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:35 UTC
این نقد [به این یادداشت] خود را در جایگاه داوری درباره «تحریف»، «مغالطه» و «سوءگیری» قرار داده است. اما برای نقد یک متن، نخست باید میان «واقعیت، تفسیر و ادعا» تفکیک کرد و برای گزارههای قطعی، شاهد متناسب ارائه داد. با این معیار، چند ادعای اساسی این نقد قابل…🌓 خیزش ملی؛ رضاپهلوی؛ جنگ و پاسخ به نقدها✍ هادی حکیمشفائیبخش دوم۳. در بخش دیگری از مقالهام مدعی شده بودم که این جنگ علیه جمهوری اسلامی بود، نه علیه ایران. منتقد محترم مجددا در این بخش، از دوگانهی غلط تفسیر و اثبات استفاده کرده است و ایراد گرفته است که این گزاره، یک تفسیر است نه اثبات! پیشتر درباره مفهوم اثباتگرایی و سستی آن حتی در علوم تجربی، سخن گفته بودم. لذا تکرار شایسته نیست. اما درباره تفسیر، باید تاکید کنم که اساسا هر فهمی-چه روشمند باشد چه ناروشمند- نوعی تفسیر است و لذا صرف تفسیر کردن جهان و پدیدهها، ایراد و خطا نیست. منتقد محترم باید بتوانند نشان دهند که تفسیر من از جهان و پدیدهها، ناروشمند، نا مستدل و ناموجه بوده است. برای نشان دادن اینکه یک جنگ علیه تمامیت یک ملت و سرزمین بوده است یا علیه نظام حاکم، میباید معیاری مشخص، معرفی شود. معیار من برای چنان ادعایی دو چیز بود:الف. اهداف رسمی اعلام شده برای نابودیب. واقعیات و روندهای حداکثری و اصلی روی زمین و نه استثنائات. دولت آمریکا، رسما چند هدف اصلی را برای نابودی یا تضعیف، اعلام نمود:برنامه هستهایبرنامه موشکی وپهپادیزیرساختهای نظامی زیرساختهای با کاربری دوگانه (مانند برخی پلها، برخی دانشکدههای مرتبط با برنامههای هستهای/موشکی)بر روی زمین هم، بطور حداکثری، موارد فوق بعلاوه چند لایه مقامات نظامی و سیاسی هدف قرار گرفتند. اما مناطق مسکونی و زیرساختهای حیاتی غیرنظامی بطور حداکثری، از حملات مصون ماندند. این کاملا طبیعی است که در هر جنگی، بخصوص جنگی که یک طرف آن، همچون گروههای زیرزمینی ستیزهجو سنتِ ساختن سپر انسانی دارد و از ساختن پناهگاه و آژیر خطر برای حفظ جان مردم اجتناب میکند تعدادی غیرنظامی هم قربانی شوند. لذا استناد به کشته شدن تعدادی غیرنظامی یا آسیبهای وارده به تعدادی پالایشگاه، نمیتواند نشانه این باشد که جنگ علیه یک ملت یا تمامیت سرزمینی آنهاست. آنچه مهم است، روند اصلیِ عملیات نظامی است. پرسش اصلی است: چرا باید در مجاورت یک پایگاه فعال موشکی، مدرسه ساخته شود؟! چرا آن مدرسه پس از آغاز جنگ، تعطیل نشد؟! و پرسشهایی از این دست که منتقد محترم میباید به آن اندیشه کند! و اما در مورد کردها. کلمات را به راحتی استفاده نکنیم. بسیاری از کلمات، قربانی ایدئولوژیها و دیکتاتورها هستند. بر چه اساسی، گروههای کرد مخالف ج.ا را تجزبه طلب مینامید؟! چون فقط رویترز چنین گفته است؟! دشمنی کردها با جمهوری اسلامی، بسیار فراتر از برچسب تجزیهطلبی است. اگرچه ممکن است برخی گروهها به دنبال کشور مستقل کردستان باشند اما اولا نمیتوان همه گروههای کرد را تجزیه طلب نامید و دوما، در همان گزارشی که خبرنگار اسرائیلی منتشر کرده، از برخی کردهای طرف مذاکره خواسته شده بود که فقط با پرچم شیر و خورشید، وارد ایران شوند نه پرچم کردی. این نشان دهنده شناخت ابرقدرتها از اراده و قدرت ملی ایرانیان برای حفاظت از تمامیت ارضیشان است. لذا صرف مذاکره با گروههای مسلح مخالف ج.ا ابدا و ضرورتا به معنای هدف تجزیه کشور نیست بلکه هدف میتواند تغییر رژیم در ایران بوده باشد؛ هرچند طرحی که در حد طرح باقی ماند و مورد پذیرش قرار نگرفت چون ترامپ، مخالف طرحهایی است که پیامدهای پرریسک و ناشناخته به همراه دارد و تاکنون نیز چنین اندیشیده است و به همین دلیل تاکنون به دنبال تغییر رژیم نبوده است.ادامه دارد ...🌓 @OrientalSociology (Channel)⚛️ @OrientalSocialThinkers (Group)🌐 www.orientalsociology.ir (Site)
