قوی بودن؟قوی بودن جرأتِ زیستن، گُل دادن، و دوست داشتن در دنیایی است که در معرض بادهای خانهکَن است.…
انتشار: 2026/08/21 14:54 UTCدریافت: 2026/08/21 15:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 15:15 UTC
قوی بودن؟قوی بودن جرأتِ زیستن، گُل دادن، و دوست داشتن در دنیایی است که در معرض بادهای خانهکَن است.قوی بودن، متعهد ماندن به لبخند است حتی در بستر احتضار. لبخندی که وامدار اشکها است و پذیرای آنها.قوی بودن آمادگی برای شنیدن «نه» است. دوستی ورزیدن و برای حفظ دوستیها باج ندادن است. باج دادن؟ بله، وقتی که بیمناکِ از کف دادن دوستیها، به خود اصیلات پشت کنی.قوی بودن توانایی تحمل ابهام و تردید هم هست. موکول نکردن تصمیمها و اقدامها به حصول قطعیت و یقین. چرا که آنوقت زندگی دچار رکود و رخوت میشود. گاهی شنیدن بویی و به تعبیر حافظ «بانگ جرسی» کافی است که قدم به راه بگذاری. قوی بودن، پذیرفتن شکست و ضعف هم هست. آدمی در این جهان شکست میخورد. کم میآورد. به بنبست میرسد. و همهٔ اینها میتوانند به کار آن فضیلت یگانه بیایند: فروتنی!در این مواقع، قوی بودن سرسختی لجوجانه نیست، پذیرش است و جستوجوی امکانهای دیگر. انعطاف است. درخت قوی، درختی نیست که کژ و مژ نمیشود. درختی است که کَنده نمیشود. قوّت درخت به انعطافی است که در برابر باد و باران و بهار دارد.قوی بودن در رهایی از اسارت عادتها است. مواجههٔ انتقادی با خویشتن، و باور به اینکه ایجاد رویهها و روالهای جدید از ما آدم دیگری میسازد. و بعد، مقاومت و استقامت. رهایی از اسارت عادتهای خودساخته، شاید سختترین باشد. و باز حافظ میگفت که کامیابی در گرو «خلافآمدِ عادت» است. عادتها، آشنااند و حسی از امنیت القا میکنند. اما ثروت درونی ما در گروِ خروج از دایرههای امنِ عادت است. ویتگنشتاین میگفت: «انقلابی کسی است که میتواند در خود انقلاب کند.»قوی بودن، توانایی دست شستن و بخشیدن است. باختن و واگذاشتن و پیشکش کردن. پاکبازی کار پُردلان و نیرومندان است. ما به قدر ظرفیت و توانمان در بخشیدن است که توانا و نیرومندیم.قوی بودن توان یاریگرفتن بدون شرم از دیگران هم هست. آدمی به آدمی نیازمند است. اذعان به واقعیت و پذیرش آن شجاعت میخواهد. من خودبسنده نیستم. به دوستی تو، حضور تو، همدلی و غمگساری تو محتاجم. من در تنهایی خود کافی نیستم. برای بازیافتن خویش، برای کمال بخشیدن به روح خویش به دیگرانی نیازمندم. و سربلند و آگاه، به پیشواز ارتباطهای یاریگرانه میروم. این بینش و روش، تصدیق واقعیت است. و سرپوش نهادن بر آن و تظاهر به خلاف آن، نشانهٔ ناتوانی است.قوی بودن در نفوذپذیر بودن هم هست. وقتی بگذاری زیبایی در تو رخنه کند. بویی و منظرهای دیوانهات کند. سخنی به وجدت آورد. بگذاری چون کودکان و دیوانگان از تشویش کم و بیش و سود و زیان فارغ باشی. مجذوب شدن توانایی کوچکی نیست. مجذوب شدن، تجربهٔ گمشدنِ خودخواسته است. و نیازمند آنکه از این میل سرکش که مهار هر چیز در دست تو باشد، فراتر بیایی.قوی بودن در دوست داشتن، به رغم همهٔ ناکامیها و بییقینیها است. قوی بودن، توانایی دوست داشتن است. و همزمان رها بودن از ترس مرگ.~ صدیق قطبی.