ریلکه، ریلکهٔ خیلی دوستداشتنی (۱)«برای نامه نوشتن به چیزی بیشتر از قلم و دوات نیاز دارم: سکوت، تنه…
انتشار: 2026/08/21 14:58 UTCدریافت: 2026/08/21 15:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 15:15 UTC
ریلکه، ریلکهٔ خیلی دوستداشتنی (۱)«برای نامه نوشتن به چیزی بیشتر از قلم و دوات نیاز دارم: سکوت، تنهایی و زمانی که چندان غریب نباشد.»(ص۶۹)«اگر زندگی روزمرهتان به نظرتان حقیر میآید، آن را ملامت نکنید، خودتان را سرزنش کنید. به خود بگویید که به آن اندازه شاعر نیستید تا غنای نهفتهٔ این زندگی را آشکار کنید. چرا که برای انسان خلاق هیچ امر لامحالی یا هیچ مکانِ بیاهمیتی وجود ندارد. حتی اگر در زندانی میبودید که دیوارهایش هیچ صدایی از جهانِ بیرون به گوش جان شما نمیرسانْد، آیا هنوز کودکیِ خود را نداشتید؟ این گنجینهٔ گرانبها، این ثروت شاهانه، این خزانهٔ خاطرات را؟ توجهتان را به آن معطوف کنید. تلاش کنید تا حسهای گمشدهٔ آن گذشتهٔ دور را دوباره زنده کنید. شخصیت شما آنقدر استوار و تنهاییتان چنان مطلق میشود تا به خانهای آرام بدل شود بهدور از هر هیاهویی.»(ص۳۷)«هنرمندبودن یعنی حسابوکتاب نکردن؛ به بلوغ رسیدن و بارور شدن، بهسان درختی که شیرهاش را بهزور به جلو نمیراند. هنرمند قاطعانه و با صلابت میتواند تلاطمهای بهاری را تاب آورد، بدون هراس از اینکه شاید تابستانی در کار نباشد. تابستان میآید، اما فقط برای بردباران، برای آنان که بهگونهای میزیند انگار ابدیت پیش رویشان است؛ بیدغدغه، آرام و بیکران. من این را هر روز میآموزم، با دردهایی که شادمانه پذیرایم. بردباری همه چیز است.»(ص۵۱)«باید به طبیعت باور داشته باشید، حتی به سادهترین نمودهای آن، پدیدههای کوچکی که کمتر کسی میبیند، اما میتوانند دور از نظر ما به چیزی باعظمت و بیکرانه بدل گردند. اگر این عشق به پدیدههای کوچک را در خود بپرورید و چون خادمی بیپیرایه اعتماد کنید به آنچه در نگاه اول بیارزش به نظر میرسد، در آن صورت همهچیز در نظر شما ساده و یکپارچه خواهد بود.»(ص۵۹)«در چند هفتهٔ آینده قصد دارم به اتاقی ساده و آرام نقلمکان کنم، به بالاخانهای قدیمی، گمشده در دل یک پارک بزرگ، دور از شهر و هیاهوی آن. این تغییر مکان را فرصتی میبینم برای یافتن سکوت بیشتر و فاصلهگرفتن از شلوغیهای محیط کنونی. تمام زمستان را آنجا خواهم گذراند. به خاطر این سکوت سنگین خوشحالم و انتظارم این است که ساعات خوب و پُرباری را به من هدیه دهد تا وقت بیشتری برای تفکر و درک معانی ژرفتر زندگی پیدا کنم.»(ص۷۲)«تنهایی، یک تنهاییِ درونی بیکران. به درون خود رفتن و ساعتها بدون مواجهه با کسی بودن. آدم باید بتواند به آن دست یابد: به تنها بودن، آنچنان که در کودکیمان تنها بودیم، وقتیکه بزرگترها در حال تقلّا و مشغول کارهایی بودند که مهم و بزرگ به نظر میرسید. تنها بودیم، چون بزرگترها خیلی گرفتار به نظر میرسیدند و آدم چیزی از کارشان نمیفهمید.و اگر آدم روزی متوجه شود که مشغولیتهای بزرگسالان حقیر است و شغلهاشان بیتحرک و خالی از حیات، پس چرا نتواند همچون کودکی از درون دنیای خود به همهچیز بنگرد، از عمق تنهاییاش که خودش کار و مشغولیتی است و پایگاهی دارد، و آن را مهمتر از هرچیز دیگری بداند؟ چرا باید نافهمیِ خردمندانهٔ کودکی را با واکنش دفاعی و تحقیر بزرگسالی معاوضه کنیم؟ در حالی که نفهمیدنْ همان تنهایی است، و مقابله و تحقیر، یعنی مشارکت در آن چیزی که آدم میخواهد با این روشها از آن جدا شود.»(ص۷۶-۷۷)«چرا فکر نمیکنید که خدا آمدنی است، اوست که از ابدیت میآید و پیش رو میایستد، او آینده است. میوهٔ نهایی درختی است که برگهایش ماییم؟»(ص۸۱)«شاید همین روزهای گذرای شما زمانی باشند که همهچیز در درونتان به سوی او ره میسپارد، همانطور که در کودکی شیداوار به سوی او آغوش میگشودید. صبور باشید و بدون نارضایتی به این فکر کنید که کمترین چیزی که میتوانیم انجام دهیم این است که وقتی او قصد آمدن دارد، حلول را برایش سختتر از آن نکنیم که زمین برای بهار میکند.»(ص۸۲)«تنهابودن خوب است چون دشوار است، این سختی باید انگیزهای باشد برای تنها ماندن.دوست داشتن هم خوب است، چرا که عشقْ دشوار است. دوست داشتنِ انسانی دیگر شاید سختترین کاری باشد که به ما محوّل شده. عشق، نهایت دشواری است، آخرین آزمون و آن کاری است که همهٔ کارهای دیگر فقط آمادگی برای آن است.»(ص۸۵)«اگر میتوانستیم از دانستهها و توان پیشبینی خود فراتر برویم، شاید میتوانستیم به غمهامان هم بیشتر اعتماد کنیم تا شادیهامان، چرا که غمها دَمهاییاند که از آنها چیزی جدید به درون ما پا میگذارد، چیزی ناشناخته. در این دَمها، احساسات ما گنگ میشود و در بُهتی فروتنانه، همه چیز در درون ما عقب مینشینند؛ سکوتی پدید میآید، و آن چیز جدید و ناشناخته در مرکز این سکوت قرار میگیرد و خاموش میماند.»(ص۹۸)نامههایی به شاعر جوانراینر ماریا ریلکهترجمه فرشته کرمانینشر وال، چاپ اول: ۱۴۰۵@sedigh_63