نازنین حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت بلبل فکرش به دام اشتیاق افتاده بود احتمالاً داستایفسک…
انتشار: 2026/08/22 14:31 UTCدریافت: 2026/08/23 13:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 13:20 UTC
نازنین حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت بلبل فکرش به دام اشتیاق افتاده بود احتمالاً داستایفسکی هم وقتی داشت نازنین را مینوشت همینطور.خودش البته در سطرهای ابتدایی مقدمه از خوانندگان معذرتخواهی کرده که این نوشته نه یادداشت است و نه داستان. شوهری را تصور کنید که زنش چند ساعت پیش خودکشی کرده و حالا جسد زن، روی میز و پیش مرد قرار دارد. زن چند ساعت پیش خودش را از پنجره پرت کرده است.چرا نازنین؟ بهنظرم نه بهخاطر اینکه داستان مثلاً عاشقانهای است یا نه اینکه اسم یکی از شخصیتها باشد. نازنین نماد زنانی است که ساده و آرام و مهربان میمانند تا روزی که جان به لب میشوند و میزنند زیر همهچیز. نازنین نماد زنانی است که میروند تا شاید بعد از رفتن قدرشان معلوم شود. کتاب را نشر چشمه با ترجمهی یلدا بیدختینژاد و در کمتر از صد صفحه منتشر کرده است. از من میشنوید، تقدیم کنید به هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد تا شاید در دل و جان او خانه کند، وگرنه جز پریشانگویی به چشم نمیآید. داستایفسکی اما احتمالاً ابی را میزده روی تکرار! آن تکهای که میخواند: گفتی که دلتنگی نکن! آخ مگه میشه نازنین؟ حال پریشون منو ندیدیا بیا ببین!امروز دوباره نشستم به نازنینخوانی. بار قبل، در بهاری که بر ما گذشت، خوانده بودم. #کتاب
