🦅 پرندگان اساطیری ایران(۲)⭕️ سیمرغ: سی رنگدرباره سیمرغ، همه به قدر و اندازه خوانده ایم صرفاً همین ک…
انتشار: 2026/06/19 00:36 UTC
🦅 پرندگان اساطیری ایران(۲)⭕️ سیمرغ: سی رنگدرباره سیمرغ، همه به قدر و اندازه خوانده ایم صرفاً همین که آن را گاه با عنقای مُغرب یکی دانسته اند. همچنین سیمرغ را سی رنگ خوانده اند. این پرنده اسطوره ای به عنوان توتم قوم سکا یاد شده. همچنین پیوندی میان سیمرغ با نام حکیم و فیلسوف معروف «سئنه» که در فروردین یشت ستوده شده، مفروض است.همه عالم ز فتوح تو نگارین گشتههمچو آکنده به صد رنگ نگارین سیرنگ فرخیجز خیالی ندیدم از رخ توجز حکایت ندیدم از سیرنگخیالی⭕️ ققنس/قفنوس: معرب کوکنوس بونانی، مرغی به غایت خوشرنگ و خوش آواز.ققنوس پرنده ای غیر ایرانی نیست و از روایات زرتشتی برمی آید که از دیرباز آشنای ایرانیان بوده است و تقریباً با سیمرغ متفاوت. جی، سی، کوباجی محقق هندی بهرام یشت را به ققنس مربوط دانسته. نیز در اساطیر چین پرنده ای ایزدی است. تعریفی که در کتب اسلامی برای ققنس داده اند با کلمه فنیکس تطبیق می کند از این رو برخی ققنوس را محرف فنیکس دانسته اند. در انگلیسی مثل گونه ای است که هر آتشی ممکن است ققنسی در بر داشته باشد. ققنوس در اشعار فارسی عطار و ناصرخسرو از پیشینیان و حمیدی شیرازی، نیما و شفیعی کدکنی از معاصران با الهام از او اشعاری پرداخته اند.⭕️ کَرشِفت: کرشفت همان چرخ، چرغ، صقر( عربی شده و مقلوب همان) و قسمی مرغ شکاری دانسته شده.( لغت نامه) به اوستایی: کرشیپتَر، به معنای تیزپرواز) رَد و سرور همه مرغان است (بندهش، بخش ۹، بند ۱۲۱). مرغی است که سخن گفتن میداند. او دین به وَر جمکَرد (پناهگاه بزرگی که جم به فرمان اهورامزدا ساخت تا مردمان و جانوران را از زمستان کشنده دیوداده نجات دهد) برد و رواج بخشید (وندیداد، فرگرد ۲، بند ۴۲)، از این رو بدانجا اوستا را به زبان مرغان خوانند (بندهش، بخش ۹، بند ۱۵۴).⭕️ شیردال/ گریفین: اسب/ شیر- پرنده ای اسطوره ای که در آثار هخامنشیان در مجموعه پرسپولیس (تخت جمشید) یافته شد. موجودی با تن شیر و گوش هایی شبیه گوش اسب و سری عقاب شکل.شیردال در فارسی میانه بشکوچ خوانده می شد. شیردال هرچه باشد یک پرنده واقعی برعکس آنچه درباره کرشفت گفته شد نیست، بلکه گونه ای هنر هیبریدیک است از دنیای باستان؛ هنر هم آمیخته سازی جانوران در دنیای کهن. شیردال نه شیر است و نه عقاب نه اسب و در عین حال جز این سه وجودی برای آن نیست.⭕️ گوپت شاه/ گاو بالدار:موجودی است اساطیری، بالدار و عقاب سر با تن شیر یا اسب. در روایات زرتشتی ایران از او نام برده می شود. همچنین در شاهنامه اسکندر در خوابی گوپت می بیند که خوابگزاران آن را چمراس و نشانه ای بر مرگ او می دانند: سرش چون سر شیر و بر پای سمچو مردم بر و کتف و چون گاو دم⭕️ هما: در فرهنگ های لغت فارسی هما را بدون قید افسانه ای و اسطوره ای آورده اند. اغلب تصور ما از پرنده اسطوره و یا افسانه ای این است که موجودی خیالی باشد چون سیمرغ، عنقا، ققنوس( اسطوره ای)و یا امثال مرغ زرین خایه (افسانه ای) بوده که تقریباً هیچ کدام وجود خارجی ندارندـاما هما با وجود آنکه وجود خارجی هم دارد چرا اغلب با پسوند افسانه ای و گاه اسطوره ای خوانده شده است؟ طبیعی است آنچه دکتر محمدجعفر یاحقی در کتاب فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی راجع به هما آورده نادرست می نماید. ایشان درباره هما می نویسد: هما مرغی است افسانه ای همانند سیمرغ... این جمله با واقعیت همخوان نیست. دورترین اشاره در اساطیر آریایی که یادآور همای ادبیات فارسی است در ریگ ودا آمده. گیاه معروف هوم یا هوما به پرنده ای تشبیه شده که نامش یادآور همای فارسی امروز است.جز همین اشاره، در نوشته های پیش از اسلام به نام هما پرداخته نشده و همه پشتوانه فرهنگی و باورهای عامیانه درباره این مرغ سعادت رهآورد دوران پسااسلامی در ادبیات فارسی است. با این تفاصیل می توان افسانه ای دانستن هما را به باورهای عامیانه پیرامون این پرنده واقعی و فیزیکی مربوط دانست نه چیز دیگر. ✍گردآورنده: گروه دبیران ادبیات سمپادt.me/amirnormohamadi1976