شرح غزل شماره ۴۶۷وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لنبحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم٭خواجو:كس به نيكي…
انتشار: 2026/06/22 21:05 UTC
شرح غزل شماره ۴۶۷وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لنبحر غزل: رمل مثمّن مخبون اصلم٭خواجو:كس به نيكي نبرد نامِ منِ بدنامي زآنكه در شهر، شدم شهره به دُردآشامي٭شاه ولي:آمد آن ساقي سرمست و به دستش جامي گوئيا مي طلبد همچو منِ بدنامي٭طرف خطاب اين غزل خواجه تورانشاه وزير شاه شجاع مي تواند باشد ليكن غزل به صورت ذووجهين عارفانه و عاشقانه با ايهامات و اشارات درخواستِ كمك، و در كمال مهارت سروده شده است.شاعر غزل را در تعريف مي عشق شروع مي كند. تشبيه عشق به خالق متعال، به مي را چنانكه اديب و استاد محترم دكتر مرتضوي شرح كرده اند بدان سبب است كه در عشق دوست، عرفا عبارت مستي را از آن جهت انتخاب كرده اند كه بيش از هر چيز اين حالت با مستي و آثار ناشي از خوردن شراب مشابه مي باشد.غزل در يك ماه رمضان سروده شده و انگيزه اصلي سرودن آن، تذكري غير مستقيم به وزير وقت براي ميانجي گري و رفع كدورت بين حافظ و شاه شجاع به منظور برقراي منظم وظيفه و روي خوش نشان دادن سلطان به شاعر است.شاعر در بيت پنجم از زاهد بدخويي نام مي برد كه مانند شام تار به دنبال روشناييِ صبح افكار حافظ افتاده و درصدد زايل ساختن نور ارشادي است كه از طرف او و اشعارش مي تواند ذهن جامعه را منوّر و عوض كند و اين زاهد بدخو شيخ زين الدين علي كلاه است كه باعث كدورت بين شاه شجاع و حافظ شده است.شاعر در بيت ششم و هفتم خطاب به هم پيالهِ سابق خود يعني شاه شجاع پيغامي دارد و تلويحاً به او ميرساند كه حريف سابق گرمابه و گلستان تو در مضيقه به سر مي برد آيا سزاوار نيست كه از او يادي بكني؟در پايان غزل، حافظ اين نكته را يادآور مي شود كه گره كار به دست خواجه تورانشاه وزير است و اگر او ميانجي گري نكند، نمي توان از سلطان مستبدي به آساني بهره مند شد.t.me/amirnormohamadi1976