"از شوخطبعیهای استاد کورش صفوی"استادِ زندهیاد کورشِ صفوی هم نویسنده و مترجمی برجسته و پرکار بودن…
انتشار: 2026/06/27 07:51 UTC
"از شوخطبعیهای استاد کورش صفوی"استادِ زندهیاد کورشِ صفوی هم نویسنده و مترجمی برجسته و پرکار بودند و هم معلّم و مدرّسی موفّق. از کلاسهایشان شوخطبعیهایشان بیشتر بهخاطرم مانده و از آثارشان سادهنویسی. در برخی از مقدمههایی که بر آثارِ گوناگونِ خویش نوشتهاند، این دو مولفه را یکجا نیز میتواندید؛ ازجمله در مقدمهی بیستونه صفحهای بر ترجمهی بیستویکصفحهایِ "فنّ دستور" اثرِ دیونوسیوس تراکس (نوشتهشده در سدهی دومِ پیشاز میلاد):"تاریخِ علم پُر از کاشفان و مخترعانِ خوشاقبال و بداقبال است. آیا بهراستی میتوان منکرِ این واقعیت شد؟ یکی از این بداقبالها، مخترعِ چرخ است. هیچکس از او خبری ندارد ولی اختراعش دنیا را دگرگون ساخت. بداقبالتر از او گالیله بود که بهخاطرِ اعتقاد به گشتنِ کرهی زمین به دورِ خورشید محاکمه شد و نزدیک بود جانش را از دست بدهد. اخفشِ اوسط از گالیله هم بداقبالتر بود و با تمامیِ پژوهشهایش در فنّ عروض معروف نشد ولی بزش به شهرت رسید. برخی از این بداقبالها بهخاطرِ کشف یا اختراعشان کشتهشدند، برخی دیگر به فراموشی سپردهشدند و دربرابرِ آنها، خوشاقبالها تمامیِ افتخارات را از آنِ خود کردند. میانِ خوشاقبالها هم تفاوتهایی دیدهمیشود. برخی هم خودشان معروف اند و هم اختراع یا اکتشافشان برای همگان شناختهشدهاست. ادیسون یکی از اینها است. برخی دیگر خودشان معروف اند ولی کشف یا اختراعشان برای همه شناختهشده نیست؛ کُخ یکی از اینها است. تعدادی از این خوشاقبالها معروفیتی شگفت یافتهاند. شیرِ پاستوریزه، نامِ پاستور را بههمراهدارد و بههنگامِ خریدِ لامپ، نامِ وات را بهکارمیبریم. برخی از این خوشاقبالها را دستِ روزگار به همهچیز رساندهاست. یکی خواسته به هندوستان سفرکند، آمریکا را کشفمیکند، و آنیکی در نامههایش دائماً به این نکته معترف است که دستانش میلرزد و رنگها را درست نمیتواند باهم قاطیکند، آنگاه بنیانگذارِ مکتبِ اکسپرسیونیسم در نقاشی معرفیمیشود".(فنّ دستور، دیونوسیوس تراکس، ترجمهی کورش صفوی، هرمس، ۱۳۷۷، صص ۳_۲).