✳️ شرح یک بیت از غزل ۱۶۰ دیوان حافظ شیرازی ✳️ روزبه یقینی خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشدنه من ب…
انتشار: 2026/06/29 00:57 UTC
✳️ شرح یک بیت از غزل ۱۶۰ دیوان حافظ شیرازی ✳️ روزبه یقینی خوش است خلوت اگر یار یارِ من باشدنه من بسوزم و او شمعِ انجمن باشدمن آن نگینِ سلیمان به هیچ نَسْتانَمکه گاه گاه بر او دستِ اهرمن باشدروا مدار خدایا که در حریمِ وصالرقیب محرم و حِرمان نصیبِ من باشدهُمای گو مَفِکَن سایهٔ شرف هرگزدر آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشدبیانِ شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دلتوان شناخت ز سوزی که در سخن باشدهوایِ کویِ تو از سر نمیرود آریغریب را دلِ سرگشته با وطن باشدبه سانِ سوسن اگر دَهزبان شود حافظچو غنچه پیشِ تواش مُهر بر دهن باشد❇️ یکی از عمیقترین غزلهای دیوان حافظکه در عمقِ فلسفی شانه به شانهی ترانههای خیام میرود و در فصاحت و بلاغت و بیتکلفی لغوی و وحدت موضوع، پهلو به پهلوی غزلیات سعدی میزند، غزل شمارهی ۱۶۰ دیوان خواجهشیرازی است.شاهکلید رمزگشایی این شاهغزل هم، بیت چهارم غزل است:هُمای گو مَفِکَن سایهٔ شرف هرگزدر آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشدحافظ همین مضمون را در غزل ۲۶۹ دیوانش نیز تکرار کرده است:فلک به مَردمِ نادان دهد زِمامِ مرادتو اهل فضلی و دانش، همین گناهت بس◀️ در میانِ شاعران بزرگ ما، هیچیک به اندازهی حافظ رنج نبرده است.او ذات هستی را تراژیک و اندوهبار میداند و جهان را میدان ترکتازی میانمایگان و فرومایگانِ کوتاه قامت. جهانی که فرامایگانی چون خودِ او را، از یک سو قربانی قدرتمندانِ اغلب میانهمایه و از سویِ دیگر قربانی جهل و نادانی عوام فرومایه و خرافهزده و افسون شده میکند. هُمای کیست؟ هُمای پرندهی نمادِ سعادت است. پرندهای که به هنگام ِ ملاقات معشوق به دام ِ عاشق میافتد تا عاشق به اوج لذت و کامیابی برسد:هُمایِ اوجِ سعادت به دامِ ما افتداگر تو را گذری بر مُقام ما افتدهُمای در این بیت؛ همّتِ عالی خود حافظ است. حافظی که ازمناعتِ طبع، هیچ چشمداشتی به مواهب مادی این جهان ندارد. تا از خود بخواهد؛ سایهی شرف،سایهای که نمادِ عظمت وشکوه و بزرگی است، در دیاری میفکند که، زَغّنِ پست و زبون مقامی بالاتر از طوطی خوشسخن دارد. زَغّنی که با ربودنِ داشتههای دیگران ارتزاق میکند.در درازنایِتاریخِ تراژیک و اندوهبارِ ما فرامایگانی چون خودِ حافظ، قربانی میانمایگانِ صاحب قدرت و فرومایگانِ تسلیم قدرت بودهاند. در دو قرن اخیر هم سه تن از بلندپایهترین رجال تاریخ ایران قربانی، صاحبانِ قدرت شدند. قدرتمندانی که، از میانمایگی به فرومایگی تنزل یافتند و همراه با دشمنان خارجی تیغ بر سلحشوران بلندپایه این سرزمین کشیدند. یکی را در باغ نگارستان، به قتل رساندند. دیگری را در حمام فینکاشان رگ زدند و یکی دیگر را در احمدآباد دقمرگ کردند. تا در این دیار همچنان؛ طوطی کم از زَغّن باشد.t.me/amirnormohamadi1976