با سنایی مسیر شعر فارسی تغییر میکند. اولین بار شعر وارد عرصهی عرفان میشود. از این جهت سنایی خیلی…
انتشار: 2026/06/30 20:38 UTC
با سنایی مسیر شعر فارسی تغییر میکند. اولین بار شعر وارد عرصهی عرفان میشود. از این جهت سنایی خیلی اهمیت دارد، برای آنکه آغاز کننده است.به اصطلاح روزنامهها "بنیانگذار" شعر عرفانی است و بعد از او کسانی که میآیند، چون عطار، مولوی، سعدی، حافظ، عراقی و دیگران همه به دنبال او میآیند و همه کم و بیش از او تاثیر گرفتهاند. مفاهیم اصلیای که او عنوان کرده در ادب فارسی جا میافتد و دیگران هم آنها را به کار میبرند.وقتی دیوان این اشخاص را بکاویم، میبینیم که تا چه اندازه تاثیر سنایی زیاد بوده. گذشته از آن، او به عنوان شاعر هم فرد مهمی است؛ زبردست و توانا در کار، و شخصیت قابل توجهی دارد. از این که نتوانسته آن طور که لازم بوده است در زبان فارسی به شهرت برسد، یعنی بیش از این استحقاق داشته و نرسیده، علتش آن است که نوع گفتههایش طوری است که بیشتر شاعر خواص باشد؛ سنگین است، و کلماتش زبر و عضلانی است. شعر او پیراستگی لازم را ندارد، برای این که ذهنش متوجه معناست. از آن شاعرهای معنیطلب است که بعد هم عطار و مولوی نیز به دنبال همان سبک او حرکت میکنند. ولی او از آن دو سنگینتر است و علت این که کمتر از آنها قبول عام پیدا کرده همین سنگین بودن اوست. میتوان گفت که شهرت سنایی و عطار تا حدی مدیون مولانا جلالالدین است، زیرا او خیلی با تحسین و اعتقاد از آنها یاد کرد. منسوب به اوست:عطار روح بود و سنایی دو چشم اوما از پس سنایی و عطار آمدیمنیز بیتی از مثنوی:ترک جوشی کردهام من نیم خاماز حکیم غزنوی بشنو تمام(حکیم غزنوی منظور سنایی است.) اما از سوی دیگر یک تاثیر منفی هم در مورد سنایی و عطار به کار افتاد، و آن این است که با آمدن مولوی، مردم دیگر کمتر به جانب آن دو رفتند. عادتشان این شد که مفهوم عرفانی را بیشتر از مولوی بگیرند.از غزنه شروع میشود و میآید به نیشابور و آنگاه به بلخ. در واقع این سه شهرِ عمدهیِ خراسان باروری پیدا میکنند برای به شعر کشیدنِ عرفان ایران. البته قبل از سنایی هم عرفان وجود داشته؛ بایزید بسطامی، خرقانی و دیگران نمایندگانش بودند، ولی این بیشتر در نثر بوده، سه تنی که گفتیم آن را وارد شعر میکنند. نثر شاعرانه هم به صورت شفاهی از قبل وجود داشته، و نمونههایش در "تذکره الاولیا" عطار آمده است. ابوسعید ابوالخیر هم شعر و هم نثر را به هم آمیخت. به طور کلی عرفان هرگز از روح شاعرانه جدا نبوده است. ولی کسی که آن را وارد حوزهی شعر کرد، سنایی بود./از رودکی تا بهار (دربارهی بیست و چند شاعر برگزیده ایران)، جلد دوم/#محمدعلی_اسلامی_ندوشن#سنایی#عطار#مولانا#عرفان_در_شعر_پارسیhttps://t.me/amirnormohamadi1976