اندیشه و مشرب حافظچنانکه گفتیم حافظ صوفیِ مکتبی و خانقاهی نیست ولی او را بطور مشروط صوفیی حقیقی و ع…
انتشار: 2026/07/04 23:32 UTC
اندیشه و مشرب حافظچنانکه گفتیم حافظ صوفیِ مکتبی و خانقاهی نیست ولی او را بطور مشروط صوفیی حقیقی و عارفی روشنبین و روشندل و وسیعالمشرب میتوان دانست. منظور از مشروط بودن این تشخیص و تسمیه اینست که اگر چه تصوف و عرفان در حقیقت براساس قیدشکنی و رهایی از حدود متناهی و ناقصِ عقل و استدلال و جمود و محدودیت سنن و افکار تعقبآمیز و خشك اهل ظاهر، بوجود آمده ولی بعلت اتکاء و استظهار مصلحتی و اجباری بسنن عقاید اهل ظاهر دارای اصول و رسوم و مبانی خاصی شده که خود متضمن نوعی جمود و محدودیت است و بعبارت دیگر تصوف مکتبی و خانقاهی بتدریج از هدف و غرض و علت وجودی خود فاصله گرفته و بنوعی دگماتیسم ( Dogmatisme ) که آنرا دگماتیسم عرفانی باید خواند منجر شده است و ظاهراً ظهور « عرفان عاشقانه » عکسالعمل طبیعی همین انحراف از هدف و جمود تصوف است. حافظ نه تنها دلقپوش ریائی و صوفی شکمپرست خانقاهی و شیخ ریاکار مسندنشین نیست، بلکه وسعت مشرب و ذوق رندانه خاصی که دارد او را از صوفیان واقعی و عارفان حقیقی نیز که شرح احوالشان در تذکرهها و کتب صوفیه آمده است ممتاز میکند و ذوق فلسفی عمیق و اندیشه متموّج و جوالش که گاهی تا مرزهای انکار و تردد و یأس و بدبینی پیش میرود، حتی قالب عرفان عاشقانه را نیز برای در بر گرفتن تمام جهات و جوانب اندیشه و مشرب و ذوق خاص او تنگ و نارسا مینماید و مشرب ملامتی او نیز چنانکه در مباحث دیگر گفتهایم متمایز از روش و مشرب صوفیه ملامتی است و هدف و انگیزه ملامتی بودن حافظ با هدف ملامتیه اختلاف دارد. در هر حال اگر بخواهیم نام مناسبی برای مشرب و مکتب حافظ که امتزاجی بدیع از افکار فلسفی عمیق و بدبینانه و تجلیات عرفانی عاشقانه و روح ملامتی و آزادمنشی قلندرانه و ذوق شاعرانه است برگزینیم نام و عنوانی شایسته تر از مکتب رندی نخواهیم یافت.مکتب حافظ#منوچهر_مرتضوی t.me/amirnormohamadi1976