گردهبرداری یا گرتهبرداری؟ثابت و سیّار ِ گردون گَردۀ وهم من استصفحۀ بیکاری آمد در نظر سوزن زدم#ب…
انتشار: 2026/08/03 21:32 UTCدریافت: 2026/08/04 13:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/04 13:47 UTC
گردهبرداری یا گرتهبرداری؟ثابت و سیّار ِ گردون گَردۀ وهم من استصفحۀ بیکاری آمد در نظر سوزن زدم#بیدل_دهلویدکتر حبیب، در واژه نامۀ شعر بیدل، گَرده را کپی کردن یا برداشتن نقلی از روی اصل؛ معنا کرده و در ادامه توضیح میدهد که: «در نقاشی قدیم چنین مرسوم بود که کاغذ نازکی را بالای نقش میگذاشتند و از روی خطهای اصل، خط میکشیدند. سپس خطها را سوزن میزدند و آن کاغذ سوزن زده را روی کاغذ دیگر میگذاشتند و اندک اندک گَرد نرم زغال چوب را روی سوراخهای سوزن زده میفشردند؛ بدینگونه آنچه روی کاغذِ اصل بود بر کاغذ دوم نمایان میشد. این صورت نقلکردن نقش را "گردهکردن" و آن نقل را "گرده" میگفتند.»حسن انوری در کتاب کنایات سخن نوشته است:«گرده برداشتن: نمونه تهیّه کردن از چیزی، گردهبرداری کردن: گردۀ تمام تشریفات عمومی... از روی تشریفات فرانسه برداشته شده. (مستوفی؛ شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه؛ ج۲؛ ۲۲۳) خسرو عادل... انوشیروان کو که از این سلسله گردهای بردارد. (شوشتری؛تحفةالعالم؛۲۸۳)»همچنین در لغتنامه دهخدا مکتوب است:«گرده برداشتن: [ گ َ دَ / دِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) طراحی کردن .نوعی عکس برداری با خاکه ٔ زغال و جز آن :شد غبارآلوده خطّ روی چون گلنار توحُسن گویی گرده برمیدارد از رخسار تو.سعید اشرف (از آنندراج ).[ گر ] از خاک مانی قلم داشتی (؟)ز دشت نجف گرده برداشتی .ملاطغرا (از آنندراج ).»«گرته: [ گ َ ت َ / ت ِ ] (اِ) گرده . رجوع به گرده شود.»سهراب سپهری در کتاب اطاق آبی خود نوشته است:معلّم، مرغان را گويا میكشيد؛ گوزن را رعنا رقم میزد؛ خرگوش را چابك میبست؛ سگ را روان گَرته میريخت؛ امّا در بيرنگ اسب حرفی به كارش بود... دست معلّم از وَقَب حیوان روان شد؛ فرود آمد. لب را به اشاره صورت داد. فکّ زیرین را پیمود و در آخُره ماند؛ پس بالا رفت، چشم را نشاند؛ دو گوش را بالا برد؛ از یال و غارِب به زیر آمد؛ از پستی پشت گذشت؛ گُرده را برآورد؛ دُم را آویخت؛ پس به جای گردن باز آمد. به پایین رو نهاد؛ از خمِ کتف و سینه فرا رفت و دو دست را تا فراز کُلّه نمایان ساخت. سپس شکم را کشید و دو پا را تا زیر زانو گرته زد. (اطاق آبی؛ سهراب سپهری؛ ص ۶۴)استاد نجفی در صفحه ۱۰ کتاب غلط ننویسیم خود زیر عبارت گرتهبرداری نوشته است:«گرتهبرداری (معادل calque در فرانسه و loanshift در انگلیسی) عبارت است از ترکیبی که اجزای متشکّل آن جدا جدا از اجزای ترکیب خارجی ترجمه شده و در کنار هم قرار گرفته باشد. مانند راه آهن که ترجمۀ لفظ به لفظ از chemin de fer فرانسوی یا مغزشویی که عیناً ترجمه از brain washing انگلیسی است.»محمدرضا باطنی در نقدی بر کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی، با عنوان "اجازه بدهید غلط بنویسیم" در بند پنجم نوشته است:«آقای بهاءالدین خرّمشاهی در نقد و معرفی کتاب غلط ننویسیم در کیهان فرهنگی، شماره ۲، اردیبهشت ماه ۶۷، نشان دادند که "گرته برداشتن" که استاد نجفی اصطلاح "گرتهبرداری" را از روی آن ساختهاند در هیچ یک از کتابهای مرجع لغت فارسی به این صورت ضبط نشده است. بلکه به صورت "گرده برداشتن" آمده است آقای خرّمشاهی چنین اضافه میکنند: «اگر کاربرد "گرتهبرداری" به جای "گردهبرداری" جایز باشد، در این صورت مثل این است که کاربرد "گرت" را که تلفظ بعضی از مردم است به جای "گرد" تجویز کنیم.»به عقیدۀ بنده "گرته" به همان معنای "گَرده" خاصّ گویشهایی مانند بختیاری است که به "گرد" نیز "گرْتْ" میگویند.در اشعار شاعران دیگر هم واژۀ "گِرته" به معنای "گِرده" در بسامد کم استفاده شده که به احتمال زیاد این اتفاق برای هردو واژۀ "گَرته" و "گِرته" مشابه است.برعکس چرخ گِرتۀ پیروزۀ تو راخورشید و اختران ز گریبان برآمده#فلکی_شروانیچیست آن گوهر که هست از لعل تاجی برسرشوز پرند آل دائم گِرتهای اندر برش#ابن_یمینبه نظر من به دلیل اینکه این واژه مخصوص گویشهای خاص است و در زبان معیار نیست، عبارت "گردهبرداری" درستتر مینماید.#امین_دانشی *با تشکر از دکتر سروش آیینهt.me/amirnormohamadi1976