فرنگی🔸کمی پیشتر، مردم ما نسبت به زبان خودشان حساسیتهایی داشتند. وقتی کالا و محصولات و مواد غذایی…
انتشار: 2026/08/13 21:10 UTCدریافت: 2026/08/14 23:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 23:00 UTC
فرنگی🔸کمی پیشتر، مردم ما نسبت به زبان خودشان حساسیتهایی داشتند. وقتی کالا و محصولات و مواد غذایی از اروپا به ایران میآمد، شباهتی میان آن شیء با محصولی داخلی پیدا میکردند و با اضافه کردن صفت «فرنگی» به آن اسم نامگذاریاش میکردند.🔸اطلسیفرنگی، توالتفرنگی، توتفرنگی، فلفلفرنگی، کلاهفرنگی، گوجهفرنگی/بادنجانفرنگی، عروسکفرنگی، نخودفرنگی، هویجفرنگی نمونههایی از این نامگذاریاند.🔸اما زمانیکه ماکارونی و گریپفروت و مانند آن وارد ایران شدند، مردم با اینکه میتوانستند برایشان «رشتهفرنگی» و «دارابیفرنگی» و مانند آن بسازند، ترجیح میدادند واژهٔ خارجیاش را به کار ببرند. فرهنگستان از این صفت چند واژه ساخته: رشتهفرنگی، حلیمفرنگی، سربندی فرنگی.🔸فرنگی منسوب به فرنگ است. فرنگ یا فرنگستان یعنی اروپا؛ فرنگی یعنی اروپایی. فرنگ از واژهٔ فرانسویِ Franc گرفته شده. «فرانک» به معنای قوم ژرمن است. از آنجا که فرانکها سالها در اروپا غلبه داشتند، ایرانیان و هندیان و عربها مردم اروپا را فرانکی میدانستند. در فارسی: فرنگی؛ در هندی: feringhi؛ در عربی: الإفرنجي و الفرنجي.🔸احتمالاً این واژه چنین مسیری را طی کرده باشد: فرانک Franc (فرانسوی باستان) ← افرنج/فرنج (عربی) ← فرنگ (فارسی)🔸ابوسعیدابوالخیر، خاقانی، نظامی، سعدی، مولانا، شیخ بهایی، هاتف اصفهانی، اوحدی مراغهای، صائب تبریزی و بسیاری دیگر از ادیبان و شاعران در آثار خود از واژهٔ «فرنگ» استفاده کردهاند. برای نمونه، ابوسعید ابوالخیر میگوید:از باده به روی شیخ رنگ آوردناسلام ز جانب فرنگ آوردنناقوس به کعبه در درنگ آوردنبتوان، نتوان تو را به چنگ آوردن#واژهگزینی #واژهگزینی_مردمی #ریشهشناسیسجادسرگلیt.me/amirnormohamadi1976