⚫ نظریهی سقوطِ موفق- علی فتحی لقمانوزارتخانه هنوز اطلاعیهی «صعود تاریخی» را از روی سایت برنداشته…
انتشار: 2026/08/18 19:20 UTCدریافت: 2026/08/22 08:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:00 UTC
⚫ نظریهی سقوطِ موفق- علی فتحی لقمانوزارتخانه هنوز اطلاعیهی «صعود تاریخی» را از روی سایت برنداشته بود که وزیر با کله پایین آمد. البته «پایین آمد» تعبیر رسانههای معاند بود؛ روابط عمومی همان ساعت نخست، توضیح داد که ایشان در جریان یک «جابهجایی سریعِ ارتفاعی» قرار گرفتهاند و خوشبختانه پیشانیشان، برخلاف شایعات، فقط با زمین «تماس کنترلشده» داشته است.عکسها چیز دیگری میگفتند: کت وزیر خاکی بود، عینکش سه متر آنطرفتر افتاده بود و نردبانی که نیم ساعت پیش روی آن برای خبرنگاران دست تکان میداد، همچنان به دیوار تکیه داشت؛ اما در کشورهایی که روابط عمومی قوی دارند، زمین هم مؤظف است روایت رسمی خود را با دولت هماهنگ کند.دکتر شاهرخی بیست سال بود که به تواناییاش در بالا رفتن افتخار میکرد. از کارشناس ساده شروع کرده بود، بعد مدیر گروه، مدیرکل، معاون و سرانجام وزیر شده بود؛ بیآنکه در هیچ مرحلهای دقیقاً معلوم باشد چه کاری را بهتر از مرحلهی قبل انجام میدهد. خودش میگفت «مدیریت، هنر دیدن افق از ارتفاع بالاتر است» و به همین دلیل تقریباً هر بار که کاری خراب میشد، نتیجه میگرفت مشکل از پایینبودن جایگاه تصمیمگیری بوده است. وقتی طرح استانی شکست خورد، آن را ملی کرد؛ وقتی طرح ملی جواب نداد، ستاد فرابخشی ساخت؛ و هنگامی که ستاد فرابخشی نیز کاری از پیش نبرد، شورای عالی تشکیل داد تا دربارهی چرایی موفقنشدن ستادی تحقیق کند که برای حل شکست طرحی تشکیل شده بود که نسخهی بزرگشدهی همان طرح شکستخوردهی استانی بود. کارکنان میگفتند دکتر اگر روزی داخل چاه بیفتد، نخستین واکنشش درخواست تشکیل طبقهی بالاتر خواهد بود.ماجرای آن روز هم از همین علاقه به ارتفاع شروع شده بود. وزارتخانه میخواست پروژهی «درخت خودکفایی» را رونمایی کند؛ درختی مصنوعی به ارتفاع دوازده متر که نماد رشد، پایداری، ریشهداری، جهش، شکوفایی، اقتصاد سبز و چند مفهوم دیگری بود که روابط عمومی تا شب قبل هنوز میانشان مردد بود. قرار شد وزیر برای افتتاح، از نردبانی نمادین بالا برود و روبان بالای درخت را ببرد. مسؤول ایمنی گفته بود نردبان مناسب نیست و پایهی سمت راستش لق میزند. معاون تشریفات پاسخ داده بود: «نگران نباشید، آقای دکتر کوهنورد حرفهایاند.» وزیر در جوانی یک بار تا ایستگاه دوم تلهکابین توچال رفته بود و همین سابقه، پس از چند بار بازنویسی رزومه، به «سالها تجربهی کوهنوردی» ارتقا یافته بود.دکتر با اعتمادبهنفس بالا رفت. پلهی اول را که گرفت، خبرنگاران عکس گرفتند؛ پلهی سوم، مجری مراسم گفت: «گامهای استوار مدیریت جهادی»؛ پلهی پنجم، وزیر دست تکان داد؛ پلهی هفتم، مسؤول ایمنی زیر لب گفت: «یا حضرت عباس»؛ و پلهی نهم، نردبان تصمیم گرفت از ادامهی همکاری با دولت انصراف دهد. پایه لغزید، وزیر یک لحظه در هوا ماند و بعد با ترتیبی که از نظر فیزیک کاملاً قابلپیشبینی و از نظر سیاسی غیرمنتظره بود، سقوط کرد. صدای برخورد سرش با سکوی چوبی از بلندگوها هم شنیده شد، چون میکروفن یقهای همچنان روشن بود.جلسهی بحران همانجا تشکیل شد. معاون سیاسی گفت انتشار فیلم باید متوقف شود. معاون اجرایی گفت بهتر است اعلام کنند وزیر برای بررسی استحکام سکو شخصاً آزمایش میدانی انجام داده است. مدیر روابط عمومی پیشنهاد داد سقوط را «فرود اضطراری» بنامند. یکی از مشاوران جوان گفت شاید بهتر باشد اصلاً بگوییم وزیر نیفتاده است. همه لحظهای ساکت شدند و به او نگاه کردند؛ پیشنهاد جسورانهای بود، چون وزیر هنوز روی زمین نشسته بود و کیسهی یخ را روی پیشانیاش نگه داشته بود. مدیر روابط عمومی گفت: «اصل حرف درسته، ولی تصویر داریم.» مشاور گفت: «تصویر هم تفسیر داره.» این جمله چنان پسندیده شد که فوراً او را برای مدیریت رسانهای بحران در نظر گرفتند.خود دکتر شاهرخی بیش از همه، از کلمهی «افتادن» ناراحت بود. پزشک میخواست او را برای عکسبرداری ببرد، اما وزیر اول بیانیه را اصلاح کرد. «سقوط» خط خورد و «تغییر ناگهانی موقعیت» جایش آمد. عبارت «لغزش نردبان» هم به «واکنش پیشبینینشدهی سازه به بارگذاری» تبدیل شد. وقتی مسؤول ایمنی یادآوری کرد سه روز پیش کتبی هشدار داده بود، وزیر گفت: «الان وقت مقصریابی نیست.» مسؤول ایمنی پرسید: «پس کی وقتشه؟» و چون سؤالش بوی زمانبندی نامناسب میداد، برای مدتی از مسؤولیتهای حساس کنار گذاشته شد.عصر همان روز، فیلم سقوط میلیونها بار دیده شده بود. مردم بیش از خود حادثه، بیانیهی وزارتخانه را دستبهدست میکردند. کسی فیلم را آهسته کرده و زیر لحظهای که وزیر در هوا معلق بود نوشته بود: «دورهی گذار». دیگری تصویر برخورد سر او با سکو را با تیتر «تعامل مستقیم دولت و واقعیت» منتشر کرده بود.ادامه در 👇t.me/Avand_Andisheh/6917