⚫ ادارهی کاهش هیولاها- علی فتحی لقمان سالها بود مردم شهر از هیولاها شکایت میکردند. هیولاها شبها…
انتشار: 2026/08/21 16:05 UTCدریافت: 2026/08/22 08:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:00 UTC
⚫ ادارهی کاهش هیولاها- علی فتحی لقمان سالها بود مردم شهر از هیولاها شکایت میکردند. هیولاها شبها از زیر پل بیرون میآمدند، آدم میخوردند، شیشه میشکستند، گاهی هم اگر فرصت اضافه میآوردند، بیانیهای دربارهی ضرورت حفظ آرامش عمومی منتشر میکردند. وضع آنقدر بد شده بود که شهرداری بالاخره ادارهای با نام نسبتاً کوتاهِ «مرکز ملی پایش، مهار و کاهش موارد هیولاوار» تأسیس کرد. رئیس مرکز در مراسم افتتاح گفت: «هدف ما ریشهکنکردن کامل هیولا نیست؛ چون وعدهی غیرواقعبینانه نمیدهیم. هدف، رساندن تعداد هیولاها به سطح قابلمدیریت است.» همان شب سه هیولا شش آدم خوردند و روابط عمومی اعلام کرد نسبت به شب مشابه سال گذشته، عملکرد هیولاها بیستوپنج درصد کاهش داشته است.برخلاف انتظار بدبینها، مرکز واقعاً کار کرد. چند هیولای بزرگ دستگیر شدند، زیر پلها چراغ نصب شد، دهانهی چند غار بسته شد و برای نخستین بار در سالهای اخیر، مردم توانستند شبها بدون همراه داشتن شمشیر، اسپری، وصیتنامه و شمارهی یک شاهد عادل از خانه بیرون بروند. آمار حملهها پایین آمد. بیمارستان بخش «گازگرفتگی توسط موجودات عظیمالجثه» را از سه طبقه به یک اتاق کوچک منتقل کرد و مغازهای که سالها «تجهیزات ضدبلعیدهشدن» میفروخت، مجبور شد نصف ویترینش را به قابلمه اختصاص دهد. مسئلهای که زمانی تقریباً هر شب خون روی آسفالت میریخت، واقعاً کوچکتر شده بود؛ و همین، نخستین دردسر مرکز بود.در جلسهی ماهانه، معاون پایش نمودار را نشان داد و گفت: «موفقیت از حد انتظار بیشتر بوده. اگر همین روند ادامه پیدا کند، تا شش ماه دیگر ممکن است تعداد موارد هیولاوار به حدی برسد که فعالیت این مرکز با ساختار فعلی توجیه بودجهای نداشته باشد.» اتاق برای چند ثانیه ساکت شد. هیچکس پیشبینی نکرده بود ریشهکنشدن مسئله بتواند برای مبارزان با مسئله تا این اندازه مسئله ایجاد کند. رئیس مرکز عینکش را برداشت و گفت: «باید تعریف هیولا را بهروز کنیم. جامعه تغییر کرده؛ تهدیدها هم پیچیدهتر شدهاند.»کارگروه تعریف هیولا تشکیل شد. در تعریف قدیمی، موجود هیولاوار باید دستکم سه متر قد، دو ردیف دندان، رفتار درنده و سابقهی بلع انسان میداشت. کارگروه پس از بررسیهای کارشناسی نتیجه گرفت تأکید بیش از حد بر «بلع انسان» نوعی نگاه سنتی و محدود به هیولاست. در نسخهی تازه، موجودی که «رفتار، ظاهر، لحن یا حضور بالقوهی ایجادکنندهی احساس ناامنی» داشته باشد نیز میتوانست هیولا تلقی شود. نخست سگهای بزرگ وارد آمار شدند. بعد سگهای متوسطی که زیاد پارس میکردند. سپس گربهای که در تاریکی ناگهان از روی دیوار پریده بود و باعث شده بود یکی از کارشناسان مرکز برای چند ثانیه «احساس بلعیدهشدن بالقوه» کند.آمار دوباره بالا رفت و مرکز نفس راحتی کشید. رئیس در مصاحبهای گفت: «برخی میگویند هیولاها کم شدهاند؛ این نگاه سادهانگارانه است. شکل هیولا عوض شده.» خبرنگاری پرسید: «یعنی گربه هم هیولاست؟» رئیس گفت: «من چنین چیزی نگفتم. گفتم در برخی شرایط، رفتار گربه میتواند در طیف هیولاوار قرار گیرد.» خبرنگار پرسید آن شرایط چیست. رئیس پاسخ داد: «این را باید متخصص تعیین کند.» متخصص همان کسی بود که حقوقش از تعداد پروندههای هیولاوار پرداخت میشد.چند ماه بعد، مرکز واحد «هیولاهای غیرکالبدی» را هم راه انداخت. دیگر برای هیولا بودن لازم نبود موجود زنده باشید. صدای بلند موتور، سایهی درخت روی دیوار، درِ آسانسوری که ناگهان بسته میشد و حتی قبضی با رقم غیرمنتظره، در صورت ایجاد «واکنش هیجانی مشابه مواجهه با هیولا»، قابلیت ثبت داشتند. خانم دقیقی، که مسئول استانداردها بود، ابتدا اعتراض کرد و گفت: «اگر هر چیز ترسناکی هیولا باشد، دیگر واژهی هیولا چه چیزی را مشخص میکند؟» معاون مرکز با آرامش جواب داد: «اتفاقاً این نشان میدهد تهدید تا چه حد فراگیر شده است.» خانم دقیقی گفت: «یا نشان میدهد تعریف را تا جایی کش دادهایم که دیگر چیزی بیرونش نمانده.» صورتجلسه نوشت: «خانم دقیقی نسبت به گستردگی تهدید ابراز نگرانی کرد.»ادامه در 👇t.me/Avand_Andisheh/6922