ما در آینهٔ چهرهٔ دوستان و عزیزانمان پیر شدیم؛پیش از آنکه پیری را در صورت خود ببینیم، آن را در نگاه…
انتشار: 2026/06/19 04:24 UTCدریافت: 2026/08/22 02:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:10 UTC
ما در آینهٔ چهرهٔ دوستان و عزیزانمان پیر شدیم؛پیش از آنکه پیری را در صورت خود ببینیم، آن را در نگاه کسانی یافتیم که روزگاری با آنان جوانی را نفس میکشیدیم. زمان، بیصدا و آرام، از کنار ما عبور نکرد؛ بر چهرهٔ آنان نشست، بر لبخندهایشان سایه انداخت، بر موهایشان سپیدی پاشید و در خطوط صورتشان خانه کرد.سالها از روی تقویم نگذشتند؛ از میان جمعهای صمیمی، از کنار خاطرههای مشترک، از لابهلای خندههایی که روزی بیپایان مینمودند عبور کردند. هر چینِ تازه بر چهرهٔ دوستی قدیمی، هر نگاهِ خستهٔ عزیزی که روزگاری سرشار از شور زندگی بود، نشانهای شد از گذر فصلی دیگر از عمر ما.گاهی گمان میکنیم که زمان را احساس نکردهایم؛ اما ناگهان در جمعی از چهرههای آشنا میایستیم و میبینیم که جوانیِ دیروز آرامآرام به خاطرهای دور تبدیل شده است. در چشمهای آنان، سالهایی را میبینیم که رفتهاند؛ در سپیدی موهایشان، زمستانهایی را که از سر گذراندهایم؛ و در سکوتِ میان سخنانشان، روزهایی را که دیگر بازنمیگردند.ما پیری را نخست در خود نشناختیم. آن را در چهرهٔ مادران و پدران، در صورت دوستان دیرین، در نگاه نزدیکانی دیدیم که همراه ما از جادهٔ زندگی عبور کردهاند. هر بار که زمان نشانی تازه بر چهرهٔ آنان گذاشت، گویی بر صفحهای نامرئی، بخشی از عمر ما نیز نوشته شد.روزی به خود آمدیم و دیدیم در میان همان چهرههای آشنا که رنگ زمان گرفتهاند، ما نیز دیگر آن آدمهای سالهای دور نیستیم. بیآنکه متوجه شویم، فصلهای بسیاری را پشت سر گذاشتهایم؛ فصلهایی که نه با ورق خوردن تقویم، بلکه با دگرگون شدن چهرهٔ عزیزانمان شمارش شدند.و شاید معنای واقعی گذر عمر همین باشد؛ اینکه انسان پیش از دیدن پیری در آینهٔ خویش، آن را در آینهٔ صورت کسانی ببیند که دوستشان دارد. زیرا ما تنها پیر نمیشویم؛ ما با هم پیر میشویم. با هر لبخند کهنه، با هر موی سپید، با هر خاطرهای که به گذشته میپیوندد.ما با چهرهٔ دوستان و نزدیکانمان پیر شدیم -عمر، پیش از آنکه بر صورت ما بنشیند،بر چهرهٔ عزیزانمان نوشته شد،و ما سالها را در نگاه آنان خواندیم.🌹@WomentodayWomenstomorrow
